شاهین‌هایی که ابوذر امام زمانه‌ی خود شدند

در گزارش توسط هانیه حاتمیان 0

در طول تاریخ بخش زیادی از منازعات میان کشورهای همسایه، به اختلافات مرزی آنان برمی‌گردد. ایران نیز در هیچ دوره‌ای از تاریخ از این امر مستثنی نبوده است.
در نتیجه به منظور مقابله با این اغتشاشات داخلی و خارجی، در نزدیکی مرزهای کشور نیاز به وجود پایگاهی جهت سازماندهی و استقرار نیروهای سرکوب‌گر و یا نظامی احساس می‌شد. در این گزارش قصد داریم به بررسی شکل‌گیری پادگان ابوذر در دهه‌های اول قرن چهارده پرداخته و نقش آن را در طول دوران هشت سال دفاع مقدس مورد بررسی قرار دهیم.
در طول سال‌های 1342 تا 1343 مرزهای غربی کشور از جمله مرز خسروی درگیر یکسری اغتشاشات مرزی گردید. به همین دلیل یک یگان زرهی از تهران و دزفول به جهت سرکوب آشوب‌ها به سرپل ذهاب و قصر شیرین وارد شدند. ماموریتی که تنها برای 45 روز برنامه‌ریزی شده بود.
مسئولین نظامی که مکانی مشخص جهت اسکان نیروهای خود نداشتند، در ابتدا با برپایی چادر آنان را در چند کیلومتری سرپل ذهاب، منطقه‌ای به نام ریخک اسکان دادند.
با توجه به شرایط جوی، نزدیک و حساس بودن مرزهای کشور به این منطقه، ماموریت آن‌ها به طول انجامید. همین موضوع بهانه‌ای شد برای احداث پادگانی جهت حضور دائمی نیروها در مناطق غرب کشور، آموزش و پشتیبانی آن‌ها در شرایط اضطراری همچون اغتشاشات پیش آمده در شهرهای مرزی کشور.

احداث پادگان شاهین در سرپل ذهاب

بعد از جلسات و بررسی‌های زیاد میان نیروهای تصمیم گیرنده، قرار بر این شد پادگانی در ضلع جنوبی سرپل ذهاب، منطقه سراب گرم ایجاد شود، اما با توجه به وضعیت جوی نامناسب و نزدیک بودن به مرز، این مکان در منطقه‌ای به نام ثقلین، در 20 کیلومتری جنوب شرقی سرپل ذهاب، در دامنه کوه‌های دانه خشک و تنگه پیر حسین احداث گردد.
سرپرستی این عملیات عمرانی بر عهده تیمسار نصراللهی از فرماندهان ارتش قرار گرفت. عملیات عمرانی ساختمان‌ها، پادگان، طراحی کردن خیابان‌ها و تاسیسات فنی آن به دو شرکت خارجی به نام کاندیشن جهت کار لوله کشی، برق و فاضلاب و شرکت آریل برای بخش ساختمان‌ها واگذار گردید.
یک شرکت ایرانی و خارجی به نام اکباتان نیز قسمت خیابان‌ها و آسفالت منطقه را برعهده گرفت و در مدت کوتاهی کار زیربنایی پادگان‌ به اتمام رسید.
داخل پادگان متشکل از خانه‌های سازمانی، آسایشگاه درجه داران، افسران ارشد و ساختمان‎‌های پنج طبقه‌ای بود که به صورت دوقلو و جفت ساخته شده. این مکان شامل امکاناتی همچون بیمارستان، مسجد و تلفن‌خونه در جهت رفاه حال نیروهای مستقر در آن نیز بود.
به دلیل بنا کردن پادگان در منطقه قلعه شاهین، نام شاهین برای این پادگان در نظر گرفته شد و نیروهایی که قرار بود تنها برای 45 روز در آن منطقه بمانند، با طولانی شدن زمان ماموریتشان، به این پادگان رفته و برای همیشه در آن‌جا مستقر شدند. در نتیجه پادگان ابوذر در اختیار تیپ 3 شاهین از لشکر 81 زرهی کرمانشاه قرار گرفت و به نام “قلعه شاهین” و “سرپل ذهاب” نیز شهرت گرفت.

پادگان ابوذر پس از پیروزی انقلاب اسلامی

پادگان ابوذر

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نام این پادگان تغییر و به نام ابوذر معرفی شد و در اختیار ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. روایات مختلفی از نام‌گذاری این پادگان وجود دارد، از جمله؛ دلاوری‌های سرلشگر خلبان علی اکبر شیرودی و رشادت‌های او در کوه‌های آن منطقه در مواجهه با دشمن که نام ابوذر را برای فرزندش انتخاب کرده بود و یا جناب ابوذر صحابه خاص رسول الله (ص).
پادگان ابوذر؛ دوکوهه غرب در زمان جنگ ایران و عراق
پادگان ابوذر پس از انقلاب اسلامی و با شروع جنگ ایران و عراق همان نقش دوکوهه را در جبهه جنوب ایفا می‌کرد. این پادگان نقش موثری در منطقه غرب کشور ایفا کرد، به همین دلیل به دوکوهه غرب مشهور و مقر تیپ 3 لشکر 81 زرهی کرمانشاه قرار گرفت.
در همان روزهای اول جنگ تحمیلی، نیروهای رژیم بعث عراق پس از آن‌که ایران را غافلگیر کرده و قصرشیرین را محاصره کردند، به سمت پادگان ابوذر حرکت کرده تا آن را به اشغال خود درآورند.
آیت الله خامنه‌ای نماینده امام خمینی در شورای عالی امنیت، در ماه‌های اول جنگ برای بررسی اوضاع جبهه به غرب کشور سفر کرده و بازدیدی از پادگان ابوذر و شرایط داخلی آن داشتند.
فرمانده پادگان که امنیت نیروها و تجهیزات را در خطر می‌دید دستور تخلیه پادگان را اعلام و به منظور منهدم کردن مهمات، اننقال نفرات و تجهیزات از نیروی هوایی درخواست بالگرد کرد. شهید علی اکبر شیرودی به همراه تعدادی از خلبانان و مسئول هوانیروز تنها با 3 هلیکوپتر توانستند با مقاومتی که از خود نشان دادند مانع از سقوط پادگان ابوذر و سرپل ذهاب شوند.

یکی از سروان‌های بازنشسته، محمد کشتمند روز بازدید بنی‌صدر از پادگان ابوذر و دستور تخلیه آن را این‌گونه نقل می‌کند:

” دقیقا به یاد دارم روزی بنی صدر بعنوان فرمانده کل قوا به پادگان ابوذر آمده بودند و دستور داده بودند تا تمام تجهیزات نظامی پادگان به بیرون منتقل شود و زاغه های مهمات هم بایستی منهدم گردد. شهید شیرودی در جواب چنین دستوری گفت:
– ما برای این انقلاب و آب و خاک خونهای زیادی داده ایم. من به پشتوانه خدای بزرگ و با کمک مردم و رزمندگانی که در اینجا هستند تا آخرین قطره خونم از پادگان دفاع خواهم کرد و هرنوع وسیله و تجهیزاتی را بخواهید از این پادگان ببرید آنرا منهدم می کنم.
بنی صدر تا این حرفها را شنید پادگان را ترک کرد و رزمندگان همه با هم این شعار را سر دادند: ” حزب الله .. حزب الله پیشمرگ روح الله ”

عملیات آفندی و پدافندی مهم در غرب کشور به 104 عدد می‌رسد که اکثر آن‌ها توسط نیروهای مستقر در پادگان ابوذر انجام گرفته است. فرماندهان بزرگی چون شهید محمد بروجردی، شهید ابراهیم همت، شهید حسین خرازی، شهید یدالله کلهر، شهید مهدی شرع‌پسند، شهید محمود شهبازی، شهید شیرودی، شهید کشوری و شهید حاج محمود غفاری در طول جنگ ایران و عراق برای برگزاری جلسات مهم و هدایت جنگ در این پادگان حضور داشتند.

پادگان ابوذر

پادگان ابوذر در اختیار ارتش و سپاه

در سال دوم جنگ، با وجود آن‌که پادگان متعلق به ارتش بود اما ساختمان‌های آن به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد. قسمت شمالی در اختیار ارتش و قسمت جنوبی در اختیار سپاه قرار گرفت.
با توجه به این‌که این پادگان در گذشته در اختیار ارتش قرار داشت، زمین صبحگاه و مسجد اما حسین در قسمت ارتش و حسینیه قدس در قسمت سپاه قرار گرفت تا بتوانند هر دو ارگان از این محیط برای برگزاری گردهمایی‌ها و مراسمات عبادی استفاده کنند.
این پادگان به دلیل اهمیت بالایی که در بحث پشتیبانی از عملیات‌ها و رزمندگان برعهده داشت بارها مورد موشک‌باران قرار گرفت، اما مهمترین آن بمبارانی است که در سال 16 اسفند 1363 در سه مرحله، توسط بالگردهای عراقی انجام گرفت.
در آن روز رزمندگان ارتش و سپاه و بسیاری از اهالی روستاهای اطراف پادگان در اثر این بمباران به شهادت رسیدند.

پادگان ابوذر یا دوکوهه غرب پس از جنگ تحمیلی

پادگان ابوذر همانند سال‌های اول جنگ در اختیار تیپ 3 لشکر 81 زرهی ارتش قرار دارد و قسمتی از این پادگان که در ید سپاه قرار داشت، با شروع سفرهای راهیان نور تبدیل به محلی برای پیمان بستن با شهدای این پادگان شده است.
پس از پایان جنگ تحمیلی پادگان ابوذر به تعبیر رهبر انقلاب نام “دوکوهه غرب” رابه خود اختصاص داد و با تشییع دو تن از شهدای گمنام در میدان صبحگاه خود محلی برای پذیرش زائران و راهیان سرزمین نور و بازدید از این معراج شهدای جنگ قرار گرفت. مکان مقدسی که با تنی زخمی و رازهای سربه مهر از سال‌های پرالتهاب کشور شاهد ایثار فرزندان ایران زمین بوده و امروزه همچون الماسی در غرب کشورمان می‌درخشد.
این پادگان همانطور که رزمندگان بسیاری را از استان‌های همدان، کرمانشاه و تهران به جبهه‌ها اعزام کرده، محل عروج خیلی از شهدا و فرماندهان بزرگ جنگ در طول سالهای جنگ تحمیلی بوده است.
انتهای پیام/

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *