گفتگو با حمیدرضا خزائی، یکی از مدیران رادیو جبهه

گفتگو با حمیدرضا خزائی، یکی از مدیران رادیو جبهه
در گفت و گو توسط مینا مقدم 0

گفتگو با حمیدرضا خزائی، از مدیران رادیو جبهه در زمان جنگ

رادیو به عنوان یک وسیله ارتباطی در زمان جنگ تحمیلی، کمک شایانی به مردم و رزمندگان نموده است.

گلف (پایگاه منتظران شهادت)، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، گفتگوی جامع و هدفمندی را با حمیدرضا خزائی، مدیر رادیو جبهه، بازنشر نموده است.

خواندن این گفتگو، که حس و حال مردم در زمان جنگ و فضای رسانه‌ای رادیو را بازگو می‌کند، خالی از لطف نیست.

در ادامه به این گفتگوی خواندنی، می‌پردازیم:

جناب آقای خزایی، رادیو جبهه در سال 1365 تاسیس شد، دلیل این تاخیر چه بود؟

از شروع جنگ تا سال 64 مقاطع مختلفی را پشت سر گذاشتیم که هر بار تصور می‌­شد زمینه پایان دادن به جنگ فراهم شده‌است.

مثلاً بعد از فتح خرمشهر چنین تصور و انتظاری وجود داشت و از آنجا که پیام و هدف انقلاب اسلامی دعوت جهانیان به صلح و کمال بود و هست طبعاً اگر تضمینی برای متنبه شدن دشمن و دست برداشتن او از ادامه شیطنت به دست می­آمد دلیلی برای ادامه جنگ وجود نداشت، ولی هربار مسائل دیگری اتفاق می­افتاد که خلاف انتظار و میل ما بود.

به‌تدریج این نکته که فرسایشی کردن جنگ در صدر اهداف دشمن قرار گرفته است آشکارتر شد. بنابراین ما با تأسیس و راه‌اندازی رادیو جبهه این پیام را هم به مردم و هم به دشمن دادیم که آماده مدیریت چنین وضعیتی هستیم.

به نظر شما، این آمادگی واقعا وجود داشت؟

آمادگی اداره یک جنگ فرسایشی ابعاد مختلفی دارد که رادیو عهده‌دار تأمین بخشی از آن بود.

تفاهم بر ضرورت ایجاد چنین آمادگی بلندمدتی به‌تدریج شکل گرفته بود و مردم هم برخلاف هدف و تلاش دشمن به جای خسته شدن و اعتراض به جنگ، کاملاً در جهت«زندگی با جنگ» و نه صرفاً «زندگی در جنگ» حرکت می­کردند.

تا سال 63 ذهنیت­ها عمدتاً معطوف به این زاویه بود که پدیده‌ای موقت و تمام شدنی است و باید با همکاری مجموعه نیروها به اتمام آن کمک کرد، ولی به‌تدریج همه به این توافق رسیدند که این جنگ به یک مسابقه بدون خط پایان تبدیل شده و پایان آن به پایان حوصله و تحمل یکی از دو طرف بسته است.

لذا می‌­دیدیم که گاهی مردم زندگی عادی و روزمره را طوری دنبال می‌­کنند که تحلیل‌گر ساده و ظاهر بین آن را نشانه بی توجهی و انفعال مردم قلمداد می‌­کرد، ولی همان مردم در صحنه‌های دیگری عملاً اثبات می­‌کردند که آن بی توجهی، دهن کجی به طراحان جنگ فرسایشی و بخشی از راهبرد نانوشته جامعه ما برای«زندگی با جنگ» است.

این تحلیل در همان زمان هم وجود داشت؟

این تحلیل یک تحلیل تاریخی- اجتماعی است. پدیده‌های اجتماعی را بلافاصله و هم‌زمان نمی­‌شود به دقت تحلیل کرد، ولی امروز همه یقین دارند که نوع برخورد جامعه ما با جنگ و با راهبرد و اهداف شناسایی شده دشمن کاملاً مبتنی بر شعور عمومی و برآیند قدرت هضم و تحلیل بیان نشده‌ای بود که جامعه ایرانی در تمام طول تاریخ از خود نشان داده‌است.

در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ترکیب قدرت هضم ملت با قدرت ناشی از تمرکز بر آرمان­های مشترک به اوج خود رسیده‌بود. تحلیل عمومی عملی از اوضاع موجود، الگوی پاسخگویی مردم به اوضاع ایجاد شده و تحلیل شده را نیز عملاً شکل می­داد.

به هر حال ما تا سال 65 در رادیو، موج مشخص و شبکه مشخصی که در اختیار نیروهای جبهه و مسائل آنان باشد، نداشتیم. درست است البته راه‌اندازی رادیو جبهه هم به معنی راه‌اندازی سریع یک شبکه رادیویی مستقل با تشکیلات مستقل نبود.

رادیو جبهه در آغاز شکل یک موج موقت یا نوعی برنامه‌سازی منظم‌تر و با حجم ساعات پخش بیش‌تر را داشت. اگر امکانات رادیو جبهه و تشکیلات آن و توان و تجربه آن روز را با آنچه امروز هر یک از شبکه­‌های رادیویی ما دارند مقایسه کنید تصور شما آن خواهد بود که رادیو جبهه در واقع یک گروه برنامه‌ساز به اضافه یک استودیو پخش بود، ولی همین تشکیلات جزئی کار یک شبکه کامل رادیویی را انجام می­داد و در عین حال به نظم تعامل سایر بخش­های رادیو با جبهه­ها و جنگ هم کمک می­@کرد.

تأکید من این است که دو نکته را فراموش نکنیم: اول اینکه راه‌اندازی یک رادیو به این سادگی‌ها نیست و حتی حالا هم که ما تجربه راه­اندازی چندین شبکه سراسری و استانی را داریم راه‌اندازی هر شبکه جدید مشکلات خاص خود را دارد.

دوم اینکه با وجود تحلیل وضع موجود که پاسخ به تلاش دشمن برای فرسایشی کردن جنگ را می­طلبید، باور و آرزوی ما این بود که مرحله فرسایشی جنگ هم چندان طولانی نخواهدشد و نیازی به تبدیل شدن رادیو جبهه به تشکیلات حجیم نیست.

به هر حال این نوعی«ستاد» بود. در تعریف ستادها، آن­ها را به دو نوع تقسیم می­کنند: ستادهایی که میل به مانایی دارند، این میل را با حجیم و پیچیده کردن تشکیلات خود بروز می­دهند و ستادهایی که میل به میرایی دارند، هدف کوتاه‌مدت یا میان‌مدتی را دنبال می­کنند که همه همّ و غمشان تحقق همان هدف ساده و کوتاه کردن مسیر نیل به آن است، زیرا اعتقاد دارند که به محض تحقق آن هدف باید تشکیلات خود را جمع کنند و از ابتدا اصل را بر پرهیز از گسترده و پیچیده کردن تشکیلات خود می­گذارند.

تجریه راه­اندازی چنین تشکیلاتی قدرت انعطاف‌پذیری رادیو را هم به سرعت بالا برد و همین قدرت انعطاف‌پذیری بعدها در راه‌اندازی رادیوهای محلی در رزمایش‌های بزرگ نظامی هم خودش را نشان داد. شاید در مقایسه با سایر رادیوهای دنیا بتوان سرعت عمل و توانایی و انعطاف‌پذیری صدای جمهوری اسلامی در راه‌اندازی رادیوهای محلی و مناسبتی را نوعی پیشتازی شمرد.

چه طرح‌هایی برای راه‌اندازی رادیو جبهه در نظر داشتید؟ 

طرحی تهیه شده بود که در آن بر پنج هدف تأکید داشتیم:

  • غنی‌سازی لحظه­‌های رزمندگان اسلام از طریق ایجاد بسترهای فرهنگی، آموزشی، اطلاع‌رسانی و تفریحی؛
  • تقویت مراتب روحی و باورها و نگرش رزمندگان اسلام برای مواجهه مقتدرانه با دشمن و حفظ ابتکار عمل و مدیریت مدبرانه رزم؛
  • برقراری ارتباط پویا و پربار میان جبهه و پشت جبهه؛
  • مقابله قوی با شبه‌افکنی و تحریف­‌های رسانه‌ای دشمن و تفسیر واقعیت‌ها و حقایق جنگ و نظام ارزشی حاکم بر دفاع مقدس؛
  • ایجاد نوعی تشکل تخصصی کارآمد در دل مجموعه رادیو و اجتماع نیروهای دلسوز و توانایی فرهنگی به منظور فعالیت هماهنگ و نظام‌مند و پاسخ به ضرورت­های فرهنگی جبهه تبلیغاتی دفاع مقدس

اینطور که مشخص است، بیشتر این هدف‌ها فرهنگی بوده است.

درست است، چراکه هم انقلاب اسلامی و هم دفاع مقدس از دیدگاه ما یک جریان تمام عیار فرهنگی، ارزشی و هویتی بود. فرسایشی شدن جنگ هم به معنی اولویت یافتن جنبه­‌های فرهنگی روانی آن است که ارتقای اقتدار فرهنگی نیروهای خودی را تبدیل به اصلی‌­ترین لازمه غلبه بر دشمن و بر فضای روانی جنگ می­‌کند.

پس جاذبه‌های اصلی رادیو نیز به همین نکات مرتبط بود درست است؟

این را باید از طبقات مختلف مردم پرسید. آنچه ما انجام می­‌دادیم کاری کوچک در مقایسه با جانفشانی­‌های رزمندگان بود که برای انجام دادن صحیح آن، مرتباً در حال سنجش نظرات اهل جبهه به طرق مختلف بودیم و در عین حال تماس‌های مردم نشان می­‌داد که اهالی شهرهای امن کشور هم مجذوب بخش‌های مختلف برنامه‌­های این رادیو هستند.

این رابطه وقتی به اوج می‌­­رسید که برنامه‌های رادیو جبهه از طریق شبکه سراسری هم، رله می­‌شد و ما علاوه بر پاسخگویی به نیازها و شرایط ویژه عملیاتی جبهه‌ها عهده‌دار آرامش‌بخشی به عموم مردم در هنگام بمباران و موشکباران شهرها هم می­‌شدیم.

نحوه اداره رادیو جبهه چگونه بود؟

ما در سال 65 از روز 17 ربیع‌الاول یعنی میلاد رسول اکرم (ص) شروع کردیم و هر روز از ساعت 8:30 تا 11:30 برنامه داشتیم.

برنامه‌ها از تهران پخش می­‌شد و مراکز اهواز و کرمانشاه هم صدای ما راتقویت می‌­کردند. به این ترتیب صدای رادیو جبهه در چهار پنجم کل خطوط دفاع مقدس به‌خوبی قابل دریافت بود.

در طراحی محتوایی برنامه‌ها از همفکری و تحقیق مستقیم برادران سپاه و ارتش در جبهه‌­ها بهره می‌­گرفتیم.

برنامه‌ها ترکیبی از مسائل میهنی، مسائل نظامی، اطلاعات عمومی، مباحث تاریخی، مباحث اخلاقی و بینشی، جامعه‌شناسی و بررسی تفاوت­‌های مبنایی ارزش­‌های دفاع مقدس با جنگ‌های معمولی، مسابقه و سروده‌های انتخابی رزمندگان بود.

پخش ادعیه و زیارات، وصیت­‌نامه‌های شهدا و مصاحبه با مجروحان و فرماندهان هم بخش‌های مهمی از بود که نوعاً در ارتقای روحیه و بینش مخاطبان رادیو جبهه بسیار اثربخشی داشت.

هشدارهای حفاظتی، احکام جبهه، تاریخ غزوات صدر اسلام و توصیه‌های رسول اکرم (ص) و حضرت علی (ع) در خصوص نحوه برخورد با اسرا و مجروحان هم بخش‌­های دیگری از برنامه‌­ها بود.

ساختار برنامه‌­ها ترکیبی بود و به تناوب از گوینده، کارشناس نظامی، کارشناس دینی و اجتماعی، گزارش، پیام­های تلفنی، پیام‌­های ضبط شده در جبهه‌ها و سخنرانی‌های پرشور و حماسی استفاده می‌­کردیم.

به این ترتیب علاوه بر همکاران مستقیم رادیو جبهه در تهران، عموم همکاران شبکه سراسری رادیو و همکاران مراکز اهواز و کرمانشاه را هم باید در شمار همکاران رادیو جبهه قرار داد و همه فرماندهان و نیروهایی را که با ما مکاتبه یا مصاحبه­‌هایشان به ما کمک می­‌کردند به این جمع اضافه کرد.

این روند تا چه مدت ادامه داشت؟

راه‌اندازی و مدیریت این رادیو به مدت دو سال افتخاری بود که نصیب من و همکارانم شد. از اواسط سال 66 تا پایان جنگ، آقای جمشید خلقی عهده‌دار ادامه این مسئولیت بودند و رادیو جبهه به سمت آماده‌سازی ذهنی مخاطبان خود برای پایان دادن به دوران جنگ حرکت می‌­کرد. پس از آن هم بخشی از وظایف رادیو جبهه بر عهده گروه دفاع مقدس رادیو بود که آقای حرمی مسئول آن بود.

از نظر شما رادیو جبهه چه مقدار اثر گذار بود؟ و از چه ترفندهایی برای جذب مخاطبانتان استفاده می‌کردید؟

یکی از اصول بنیادین در رادیو، شناخت علایق مخاطب است. زمانی که ما به علایق و ذائقه­‌های مخاطبان خود واقف باشیم، می­‌توانیم آن‌ها را به شدت تحت تأثیر رسانه و پیام آن قرار دهیم.

در رادیو جبهه، ما همواره درصدد بودیم تا موافق با نیاز و میل رزمندگان به طراحی و ساخت برنامه اهتمام ورزیم. وضع روحی و روانی مخاطب را لحاظ می­‌کردیم و در پی ایجاد ارتباطی صمیمانه با مخاطبان خود بودیم که قسمت اعظم آن‌ها رزمندگان جبهه‌­ها بودند.

ما در رادیو جبهه با تکرار پیام­های تبلیغاتی، گزارش­های ارسالی از جبهه و متن‌­های ناب حماسی، به میل مخاطبان خود پاسخ می‌­دادیم و از این طریق به دل و دنیای رزمندگان نفوذ و به نوعی نیازهای روحی- روانی آن‌ها را برآورده می‌­کردیم.

بنابراین در حالی که نزدیک سه سال از آغاز فعالیت رسمی رادیو جبهه می‌­گذشت، مدیریت آن را عهده‌دار شدید و تا زمان پذیرش قطعنامه 598 در این سمت بودید.

بله، دوران تصدی من به همین دلیلی که اشاره کردید تفاوت‌هایی با دوره ماقبل داشت. البته کسی نمی­‌دانست جنگ چه وقت تمام می‌­شود، ولی عقب نشینی­‌های تاکتیکی نیروها از مسائلی بود که بخشی از مسئولیت توجیه آن‌ها برای رزمندگان در حالی که جنگ قفل شده بود، عملاً بر عهده رادیو جبهه قرار می‌­گرفت و این کار بسیار مشکلی بود.

ما ناچار بودیم افرادی را که سال­‌های اوج جوانی خود را با ذوق و شوق در جبهه­‌ها گذرانده بودند با تحولات جنگ آشنا و به قبول شرایط جدید متقاعد کنیم.

مخاطبان اصلی رادیو جبهه همین رزمندگان بودند و مسئولیت تازه رادیو جبهه تفاوت اساسی با مسئولیت قبلی که از طریق هیجان‌سازی و تقویت انگیزه­‌های عقیدتی و آرمانی انجام می‌گرفت، داشت.

در این مرحله، تدبیر امور مربوط به جبهه حالت متمرکزتری یافته بود و همه تصمیمات و سیاست‌­های رادیو جبهه، باید با ستادهای مربوطه هماهنگ می­‌شد.

 ظاهراً امکانات فنی بهتری در اختیار رادیو جبهه قرار گرفته بود.

بله، تازه در سال 66 بود که رادیو جبهه به امکاناتی مثل واحد سیار دسترسی پیدا کرد و این کمک کرد تا در فضای گسترده‌ای به تهیه و پخش مصاحبه­‌های حسی با رزمندگان بپردازیم و بخشی از پیچیدگی اوضاع را رفع کنیم.

با همه این احوال و با وجود آنکه به شدت به برنامه‌­های زنده رو آورده بودیم کار آنچنان سنگین بود که بلافاصله بعد از اعلام پذیرش قطعنامه استعفا کردم و توفیق همکاری با رادیو از من سلب شد.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *