زنانی که سمبل صبر و ایثارند!

زنانی که سمبل صبر و ایثارند!
در یادداشت توسط مینا دمیرچی 0

هرچه بیشتر درباره‌شان می‌خوانم، هرچه بیشتر درباره‌شان می‌شنوم، شگفتی‌ام بیشتر و بیشتر می‌شود؛ همسران شهدا را می‌گویم!

حوالی سینه‌ام را دردی عجیب فرا گرفته؛ دردی که از نجابت این زنان نشأت می‌گیرد، از فداکاری‌هایشان، از این ایمان بالا و عشق پاک و بی‌اندازه‌شان، از دل بزرگ و سر نترسشان!

زنانی که سمبل صبر و ایثارند!

ویژگی‌های مشترک زیادی با هم دارند. از صبوری تا ساده‌زیستی!

گاهی از ساده‌زیستی‌شان در شگفتی فرو می‌روم! مگر می‌شود در این دوره و زمانه که هر کسی تجملات را برگزیده، این‌ بانوان ایثارگر، ساده زیستن را در پیش گرفته و به جای تجمل، تحمل خویش را بالا برده‌اند.

گاهی به این فکر می‌کنم به راستی این‌ها چه کسانی‌ هستند؟ اهل کدام دیارند که آستانۀ صبر و تحملشان این‌قدر بالاست؟ از کدام سرزمین هستند که اینگونه مردانه حامی همسر و فرزندانشان هستند؟

مگر این را نمی‌گویند که زنان چون برگ گل ظریف و شکننده‌اند؟ پس جنس این‌ها از چیست که سرد و گرم روزگار، دشمنان و حتی شهادت عزیزانشان نیز نمی‌تواند آن‌ها را بشکاند و زمین بزند.

چشم بر روی اموال دنیوی بسته و از بند تعلقات زودگذر رسته‎‌اند، رنج دوری و هجر را بر دوش کشیده و صبر را اولویت زندگی قرار داده اند. صبری که سرچشمه‌ای چون عشق دارد و عشقی که ناب و بی‌آلایش است.

حتی اندیشیدن بر آن که دمی جای ‌آن‌ها باشم از قدرتم خارج است، چه برسد به این‌که این‌چنین باشم، بر دوری‌ها تاب آورم و در ناملایمات روزگار مسیر بردباری را در پیش بگیرم و قلۀ صبر را فتح سازم. نمی‌شود که دو نفر باشم اما یک نفره زیستن را تجربه کنم.

سرنوشت و خاطرات شماری از آن‌ها را خوانده‌ام. خاطراتی که نشانگر مشقتشان هستند که طی این سال‌ها کشیده‌اند.

داستان زندگی‌نامه‌اشان را خواندم و این درد در سینه‌ام بیشتر شد. اما دردی که من به عنوان یک خواننده رسیدم کجا با آن دردی که آن‌ها کشیده‌اند، برابری می‌کند؟

هر چه بیشتر از صبوری‌شان خواندم صبرم کمتر گشت. سرنوشتی که هرچند با درد هجر و رنج تنهایی همراه است اما از صبری بی‌انتها و عشقی آسمانی از دلشدگان مسیر نیکبختی  حکایت می‌کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *