مهمان فشنگهای جنگی داستان افرادی که هر یک به نوعی با جنگ و عوارضش درگیر می شوند و از آن خاطراتی در ذهنشان می ماند. از این رو جنگ، راویان مختلف و متفاوتی دارد؛ از پزشک و سرهنگ گرفته تا یک سرباز ساده. فرقی ندارد. همه این افراد ناگفته های زیادی از مواجهه شان با آن خواهند داشت. مجید بنشاخته ـ قهرمان کتاب ـ سرباز ساده ای است که تنها 4 روز قبل از قبول قطعنامه میان ایران و عراق اسیر می شود. این آزاده، دو سال در اردوگاهی که توسط صلیب سرخ ثبت نشده حضور داشته و مرارت های زیادی کشیده است.
او خاطرات حضور در این اردوگاه را برای سیدقاسم یاحسینی تعریف کرده و این نویسنده، خاطراتش را با نثری یکدست و روان تدوین کرده است. تدوین خوب کتاب آن را تبدیل به روایتی داستان گونه کرده که ماجرا را از روستای محل زندگی صاحب خاطرات آغاز می کند و در بین راه، خود سری به سنگرها و خاکریزهای مختلف در جنگ می زند و می رسد به روزهای سخت و طاقت فرسای حضور در اردوگاه های عراق و در پایان هم می رسد به خاک ایران. خواندن این خاطرات به خاطر حضور قهرمانش در اردوگاهی که در فهرست صلیب سرخ ثبت نشده بوده، لحظات دشواری را روایت می کند.