شهید علی صیاد شیرازی

صدای شهید

عکس‌های بیشتر

مزار شهید روی نقشه

فیلم‌های مرتبط

کتاب‌های مرتبط

عملیات‌ها

مشخصات
نام و نام خانوادگی علی صیاد شیرازی
نام پدر زیاد خان
تاریخ تولد 1323-03-23
محل تولد اطلاعاتی موجودی نیست
شهادت
تاریخ شهادت 1378-01-21
منطقه شهادت تهران-ترور دم منزل
عملیات اطلاعاتی موجودی نیست
مزار بهشت زهرای تهران
عکسی موجود نیست
مزار شهید علی صیاد شیرازی
گل لاله ذکر صلوات برای شادی روح شهید علی صیاد شیرازی
شما اولین صلوات را بفرستید

علی صیاد شیرازی که بود؟

علی صیاد شیرازی، چهارخرداد سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز از توابع استان خراسان به دنیا آمد. پس دوره دبستان را در گرگان و دبیرستان را تا سال سوم در شهرهای شاهرود و گرگان طی کرد. در خرداد سال ۱۳۴۲ از دبیرستان «امیر کبیر» تهران در رشته ریاضی دیپلم متوسطه گرفت و یک سال بعد در آزمون ورودی دانشکده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی پرداخت. سه سال بعد، در مهرماه سال ۱۳۴۶ با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه فارغ‌التحصیل شد.

پس از فراغت از تحصیل در شیراز دوره رنجرو چتربازی را با رتبه عالی گذراند. در اصفهان دوره تخصصی توپخانه را سپری و از سال ۱۳۴۸ به لشکر زرهی تبریز پیوست و خدمت رسمی خود را در نیروی زمینی آغاز کرد. اولین سمت او افسر دیده‌بان توپخانه و معاون آتشبار بود. در پایان ۹ ماه حضور وی در تبریز، لشکر مزبور منحل شد. علت اصلی آن فرماندهی لشکر بود که به قول امیر صیاد: «فرمانده محکمی که نه اعلیحضرت می‌گفت و نه هیچ چی.»

تصویر جوانی شهید علی اکبر صیاد شیرازی در لباس نظامی

تصویر جوانی شهید علی اکبر صیاد شیرازی پیش از انقلاب

پس از انحلال لشکر تبریز در اسفندماه سال ۱۳۴۹، به لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه منتقل و در «گردان ۳۱۷ » توپخانه به عنوان فرمانده آتشبار مشغول به خدمت شد.

او در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی به تهران منتقل شد و پس از پایان کلاس به موجب تسلط بالایی که به دست آورده بود، از استادان زبان انگلیسی ارتش شد. وی زمانی که تصمیم داشت با دختر عمو خود، عفت شجاع، ازدواج کند، با مخالفت ارتش حکومت پهلوی روبرو شد. حکومت پهلوی دلیل مخالفتش را سابقه مبارزاتی پدر عفت شجاع با حکومت مطرح کرد. اما سرانجام ارتش حکومت پهلوی با این ازدواج موافقت کرد. حاصل این وصلت یک دختر به نام مریم و دو پسر به نام‌های مهدی و محمد بود.

سال ۱۳۵۳ همراه با یکی از همکاران خویش به آمریکا رفت و یک دوره کوتاه هواسنجی را در این کشور گذراند. و به عنوان نفر ممتاز دوره از میان دانشجویان ۱۵ کشور جهان معرفی شد. پس از بازگشت از آمریکا به عنوان استاد، در مرکز توپخانه اصفهان مشغول فعالیت شد.اما او در اصفهان با یافتن دوستان جدید، فعالیت‌ها و مطالعات دینی منسجم‌تری را پی گرفت و شخصیت سیاسی خویش را در این دوره قوام بخشید و در نامه‌ای که برای سرگرد محمدمهدی کتیبه، یکی از افسران مذهبی ارسال کرد این جمله را نوشت: «در مورد برنامه‌های مذهبی به حمدالله پیش می‌رویم مخصوصاً در آن قسمت که می‌دانید». این جمله حساسیت ضد اطلاعات را برانگیخت و از آن پس وی تحت مراقبت قرار گرفت. آن‌ها پس از تحقیق و مراقبت متوالی، او را «متعصب مذهبی» معرفی کردند و مراقبت از وی را شدت بخشیدند.

او همزمان شخصیت سیاسی خود را نیز قوام بخشید. ارتباط با شهیدان «کلاهدوز» و «اقارب‌پرست» با توجه به عضویت ایشان در گروه مخفی ارتش از نمونه‌های فعالیت سیاسی او در اصفهان است. وی به عنوان یک نظامی موضع کاملاً مشخصی نسبت به حرکت امام خمینی(قدس سره) و انقلاب داشت، چنانکه به مدت سه روز از نوزدهم بهمن سال ۵۷ تا شامگاه بیست و دوم بهمن به اتهام تحریک جوانان و سربازان به شورش و آشوب در پادگان در بازداشت بود .