شهید محمدجواد تندگویان
اواخر بهار بود. در 22 خرداد سال 1329 محمدجواد در خانوادهای مذهبی در جنوب تهران در محله خانیآباد قدمهای مبارکش را بر جان و جهان فصل نوبهار شاد باش گفت.
در میدان بهارستان در نزدیکی شورای ملّی مغازۀ کفاشی پدرش قرار داشت و این نزدیکی مغازه با شورای ملّی باعث شد که محمدجواد در جریانات سیاسی حضور داشته باشد.
او کودکی خود را بیشتر در دامان پرمهر مادر، که خود رمانی نانوشته است گذراند. همبازی دوران کودکی او فاطمه خواهر کوچکش بود.
جعفر تندگویان پدرش فردی مذهبی و مومن و از هواداران مرحوم آیتالله کاشانی و محمد مصدق بود. او اهل علم نبود اما علاقهای وافر به کتاب داشته و کتابهای فراوانی را در نزد خود در خانه نگهداری میکرد. برخی از این کتب عبارت بودند از: قرآن، نهجالبلاغه، مفاتیحالجنان و روضهالمجالس…
در خانۀ پدری محمدجواد کتابهای بسیاری یافت میشد، طبیعی است اعضا آن خانه به کتاب علاقهمند شده و محمدجواد هم با وجود این فضا به ارزش کتاب پی برده و از همان کودکی چنان علاقهای از خودش نشان داد که پدرش او را زودتر از موعد در مدرسه ثبتنام کرد.
محمد جواد قبل از ورود به مدرسه در آن سن کم، قادر به خواندن بسیاری از سورههای قرآن قبل از ورود به مدرسه بود. در دوران کودکی او به همراه پدر و پدربزرگش به مساجد و هیئتهای بنیفاطمه و فاطمیون در خانیآباد میرفت. در همانجا بود که شروع به آموختن مذهب و عبادت کرد و سپس در جلساتی نیمه خصوصی که بعد از هیئت برگزار میشد به مبارزۀ سیاسی میپرداخت.
بزرگِ کوچَک
یکی از شبها که برقهای مسجد رفته بود و سخنرانی ناتمام باقی مانده بود و مردم هم در حال خروج از مسجد بودند، محمدجواد بلافاصله شروع به خواندن دعای کمیل کرده و باعث شد با این کار، همگان در مسجد مانده و به دعای کمیل گوش فرا دهند. این حرکت محمدجواد برای کسی عجیب نبود، چرا که پسری باهوش و پهلوان معاب بوده و جهان پهلوان تختی و نواب صفوی دو الگویی بودند که محمد جواد تندگویان برای خود انتخاب کرده و سعی میکرد مثل این دو انسان بزرگوار رفتار کند.
دوران پرشور تحصیلات
محمدجواد پسری بسیار باهوش و علاقهمند به یادگیری بوده و در سال 1336 در مدرسه ثبتنام و تحصیلات ابتدایی خود را آغاز کرد. در این دوران در تمام درسهایش نفر اول بوده و تا دورۀ دبستان قدیم (شش کلاسه) معدلش بیست بود.
در سال 1342 وارد دورۀ دبیرستان شد و در مدرسۀ جعفری اسلامی ثبتنام کرد. این دوره از تحصیلات محمدجواد همزمان با قیام 15 خرداد سال 1342 صورت گرفت. به سبب علاقهای که به افکار مذهبی داشت و همینطور راهنماییهای ارزشمند پدرش و آشنایی کمی که با راه و مرام امام خمینی پیدا کرده بود شروع به آموختن زبان عربی و قرآن کریم کرد. محمدجواد برای یادگیری هر روز از خانیآباد با پای پیاده به مسجد المصطفی(ص) در میدان حسنآباد میرفت تا به درس و مکتب جناب رضایی برسد. وقتی وارد دبیرستان شد تصمیم گرفت زبان انگلیسی را هم فرا بگیرد؛ وی برای این این کار تدریس خصوصی را نیزآغاز کرد تا بتواند هزینههای کلاسش را خودش تامین کند. و هر شاگردی را با هر نوع عقیده و سلیقه و تربیت خانوادگی در کلاس درس خود قبول مینمود.
او فقط یک معلم که دروس ریضی، انگلیسی، عربی و قرآن تدریس میکرد نبود، او یک معلم اخلاق بود که با رفتارش دل شاگردان را همراه خود کرده و برای آنها تأثیر گذار بود!
تندگویان در دوران دانشگاه
حمدجواد تندگویان دارای مدرک کارشناسی رشتۀ مهندسی نفت در دانشکدۀ نفت آبادان وکارشناسی ارشد رشته مدیریت صنعتی در مرکز مطالعات مدیریت ایران میباشد. در سال 1348-1347 به عنوان دانشجو در دورۀ کارشناسی رشته مهندسی نفت گرایش پالایش وارد دانشکده نفت آبادان شد. وی حتی در دوران دانشگاهی خود نیز دانشجویی ممتاز بود و نمرات بالایی را کسب کرد.
تندگویان پس از مدت کوتاهی به انجمن اسلامی دانشجویان ملحق و عضو فعال آن انجمن شد. در این انجمن افرادی مانند علی شریعتی، مرتضی مطهری، عباس لطفیان سرگزی، محمد تقی جعفری و محمود فرشچیان را به دانشکده دعوت میکردند و سخنرانیهایی ترتیب میدادند.
شهید تندگویان به طور کلی با هیچ گروه سیاسی ارتباط نداشت و شخصیتی منحصر به فرد داشت. کتابهای علی شریعتی، مرتضی مطهری، محمد تقی جعفری، محمد حسین طباطبایی را با دقت مطالعه و پیگیری میکرد و در میان سیاستمداران به مهدی بازرگان و یدالله سحابی علاقهمند بود. از یک سو با جریانات روشنفکری فعالیت میکرد و برای جریان فکری شریعتی و حسینیه ارشاد در آبادان تبلیغ مینمود و از سوی دیگر با جریان کارگری، قشره مسجدی و مذهبی و سنتی نیز همراه بود.
پیوند مودًت
زمانی که شهید محمدجواد تندگویان در خدمت سربازی در پالایشگاه نفت بود تصمیم به ازدواج گرفت و در سال 1352 با بتول برهان اشکوری که در آن زمان سال دوم دبیرستان را میگذراند ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 4 فرزند با نام های محمد مهدی، هاجر، مریم و هدی بودند.
تند گویان در سمت وزارت نفت
پس از پایان خدمت سربازی از شیراز به تهران آمد. اما به خاطر سوء پیشینهای که در دوران سربازی توسط ساواک برای محمد جواد رد شده بود او نمیتوانست در مراکز دولتی کار پیدا کند.
برای همین برای کار عازم رشت شده و در شرکت پارس توشیبا شروع به کارکرد. اوایل انقلاب اخراج مدیران شروع شده بود تندگویان به خاطره طرفداری از حزب توده تا نزدیکی رویارویی خلع از سمت مدیر عاملی شرکت توشیبا پیش رفته اما در پایان تا آذر 1358 در این پست فعالیت کرد.
علی اکبر معین فر در اوایل سال 1358 نخستین وزیر نفت از تندگویان برای کار در وزارت نفت دعوت به همکاری کرد و ایشان را به عنوان قائم مقام رئیس پالایشگاه آبادان تعیین نمود. یک سال بعد در تیر 1359 به دستور معین فر به مدیریت مناطق نفت خیز گمارده شد و کنترل بزرگ ترین تولید کننده نفت و گاز کشور تا مهر سال 1359 در دستان با کفایت ایشان قرار گرفت.
به علت عملکرد پسندیده و نیک تندگویان بعد از چندی، زمانی که محمد علی رجائی و بنی صدر رئیس جمهور وقت، نیاز به نخست وزیر ایشان را به عنوان یکی از گزینه های وزارت نفت در تاریخ 3 مهر 1359 در جلسه شورای اسلامی معرفی کردند. او در این جلسه 155 رای موافق گرفت و از مجلس وقت رای موافق گرفت و قانوناً وزیر نفت شد.
از نخستین اقداماتی که وقتی در جایگاه وزیر نفت قرار گرفت انجام داد این بود که در سازماندهی کردن کارکنان وزارت نفت و شرکتهای تابعه برای حفاظت از تاسیسات نفتی مستقر در استان خوزستان فعالیتهای را انجام داد.
فصل عاشقی در غربت
شهید محمد جواد تندگویان در 9 آبان سال 1359 پس از گذراندن یک ماه از وزارتش در زمانی که آغاز جنگ ایران و عراق بود، وقتی که داشتند از پالایشگاه آبادان بازدید میکردند در جادۀ ماهشهر توسط نیروهای ارتش عراق اسیر و پس از مدتی خبر شهادت ایشان را دادند که با توجه به اقدامات فریبکارانۀ رژیم بعث عراق با کمال تأسف از وضعیت اسارت و نحوه شهادت محمد جواد تندگویان اطلاعاتی در دست نیست.
عاقبت در اوایل سال 1370 پیکر این نابغه ایرانی به کشور بازگشت و در تاریخ 29 آذر 1370 در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.