شهید احمد کاظمی
صدای شهید
عکسهای بیشتر
مزار شهید روی نقشه
فیلمهای مرتبط
کتابهای مرتبط
عملیاتها
نام و نام خانوادگی | احمد کاظمی |
---|---|
نام پدر | عشقعلی |
تاریخ تولد | 1338 |
محل تولد | اطلاعاتی موجودی نیست |
تاریخ شهادت | 1384-10-19 |
---|---|
منطقه شهادت | اطلاعاتی موجودی نیست |
عملیات | اطلاعاتی موجودی نیست |
مزار | گلستان شهدای اصفهان |
سردار شهید احمد کاظمی، یادگار تمام یادگاریهای دفاع مقدس، که در اوایل سال 1338، در شهرکوچک نجفآباد دیده به جهان گشوده بود، در طول عمر با عزت و افتخارش سمتهای مختلفی از جمله:
- فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان به مدت 2 سال
- فرماندهی لشکر 14 امام حسین(ع) به مدت یکسال
- فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا به مدت 7 سال
- فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسدارن به مدت 5 سال و..
را عهدهدار شد و سخت مشغول فعالیت و خدمت بود و بعد از عملیات خیبر تا پایان جنگ، فرماندهی لشکر را به عهده داشت.
این شهید بزرگوار که از نظر همرزمان و رفیق صمیمیاش سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، به یادگار دوران جنگ و تداعیگر چهره شهدای جنگ مانند شهید حمید باکری، شهید حسین خرازی، شهید محمدابراهیم همت و .. معروف بود، در سال 1384، زمانیکه با سمت فرماندهی نیروی زمینی سپاه به همراه تعدادی از معاونین و مسئولین درحال انجام ماموریت بود، طی یک سانحه هوایی در آسمان شهر ارومیه شهد شیرین شهادت را نوشید و به دیدار حق شتافت.
احمد که در خانوادهای متدین با اعتقادات مذهبی بالا رشد کرده بود، مانند دیگر جوانان هم دوره خود، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، موفق به اخذ دیپلم ماشینآلات کشاورزی شد و سپس در همان دوران نوجوانی به خیل عظیم انقلابیون پیوست.
همراه شدن با موج گسترده و امیدوارانه انقلاب، انگیزه احمد برای مبارزه و فعالیت ضد رژیم ستمشاهی ایران را، دوچندان میکرد. البته در طی این فعالیتها در روز 30 آذرماه سال 1356، به دلیل شرکت در مراسم عزاداری عاشورا، توسط سواک دستگیر و 15 روز سخت را در زندان دستگرد اصفهان سپری کرد.
دی ماه سال 1358 بود که احمد تصمیم گرفت با تعدادی از داوطلبان ایرانی که برای جنگ با اشغالگران فلسطین پیشقدم شده بودند همرا شود. با نظارت محمد منتظری راهی سوریه شد و آموزشهایی ازقبیل جنگهای نامنظم را در حموریه گذراند. پس از طی کردن دوره آموزشی 45 روزه، زیر نظر سازمان الفتح، به ایران بازگشت .
بازگشت او به ایران، با جریان ضد انقلاب در کردستان مقارن گشت و تا زمان ختم این قائله در کردستان ماند و خدمت کرد. پس از طی کردن دورههای آموزش نظامی در نجف آباد رهسپار کرمانشاه شده و بلافاصله پس از آن برای پاکسازی جاده سنندج به سقز حاضر شد. اوایل خرداد ماه سال 1359 بود که احمد کاظمی به عنوان عضو رسمی سپاه پاسداران پذیرفته شد.
با حمله غیر منتظره و ناجوانمردانه رژیم بعثی به ایران، اواخر سال 1359، به فیاضیه رفت و ابتدا به جانشینی فرمانده و سپس سمت فرماندهی به ایشان واگذار شد و موفق شد تا پایان سال 1360، نیروهای استقرار یافته در فیاضیه را به سه گردان رزمی ارتقاء دهد.
پنج روز از مهرماه سال 1360 سپری شده بود. او که از فرماندهان پر جرئت و با اراده بود، به همراه گردانهای سازماندهی شده ی خود که گروهی متشکل از 50 نفربود و تیپ دوم از لشکر 77خراسان، در عملیات ثامنالائمه و شکست حصر آبادان حضور یافت و مسئولیت مهمی در محور عملیاتی آبادان به او واگذار شد.
سوم آذرماه سال 1360 نیز ماموریت مهمی به او محول و درخواست تشکیل تیپ8 نجف اشرف از جانب غلامعلی رشید، به او مطرح شد و پذیرفت.
بااینکه در عملیات طریقالقددس وظیفه و ماموریتی به عهده نداشت، اما به همراه یک گردان نیرو، یاریِ حسین خرازی ، مرتضی قربانی و فرمانده تیپ 14 امام حسین(ع) در این عملیات شرکت کرد.
در تاریخ دومین روز از فروردین ماه سال 1361، پس از اینکه به نحو احسن تیپ 8 نجف اشرف را سامان داد، در عملیات گسترده و مهم فتحالمبین شرکت کرد.
بهار سال 1361، حماسه ماندگاری در عملیات آزادسازی خرمشهر توسط احمد کاظمی و فرمانده مقتدر حسین خرازی رقم خورد. این عملیات برای احمد به قدری از اهمیت بالا برخوردار بود که با وجود مجروحیت از ناحیه صورت، لحظهای منطقه را ترک نکرد..
فرماندهی کاظمی در تیپ8 نجف اشرف در عملیات رمضان و محرم همچنان ادامه داشت و پس از آن در آبان ماه سال 1361، به لشر ارتقاء پیدا کرد
با اینکه عملیات رمضان، به نوعی شکست خورده و نیمه موفق بود، اما تیپ 8 نجف اشرف با فرماندهی احمد کاظمی ، موفق شد تا 40 کیلومتر به سمت نهر کتیبان پیشروی کند ولی در نهایت به علت نرسیدن نیروی کافی به منطقه، مجبور به عقب نشینی شد.
شهید احمد کاظمی در طی خدمت در جبهههای جنگ، در عملیاتهای گسترده و مهمی شرکت نمودند مانند:
– عملیات والفجر مقدماتی
– عملیات والفجر 1 در شمال غرب فکه
– عملیات والفجر 2 در منطقه حاج عمران
– عملیات والفجر 4 در منطقه پنجوین عراق
– عملیات خیبر در جزیره مجنون
– عملیات بدر در شرق دجله
– عملیات والفجر 8 در فاو
– عملیات کربلای 4 در جزایر امالرصاص و امالبابی
– عملیات کربلای 5 در شلمچه
– عملیات بیتالمقدس 7 و …
در عملیات خیبر در جزیره مجنون، ترکش بیرحمانه ای به انگشت وسط دست او اصابت نمود که مجبور به قطع انگشت شدند و این جراحت تا آخر عمر با او ماند.
سال 1364، اتفاق شیرین و دلنشینی برای احمد کاظمی رقم خورد. او دختری متدین از خانواده ایزدی که بسیار معتقد و انقلابی بودند را برای همسری انتخاب نمود. از شرایط سخت کاری، آمادگی شهادت و خصوصیات اخلاقیاش صحبت کرد و سر انجام با دریافت پاسخ مثبت، جانی دوباره گرفت .
با اینکه به شدت مشغول آمادهسازی و طرح عملیات والفجر 8 بود، به همراه خانواده و همسرش به سمت تهران رهسپار شدند تا خطبه عقد زندگی عاشقانه و مشترکشان، توسط امام خمینی(ره) قرائت شود. با جاری شدن خطبه عقد توسط پیر خمین لذت وصالشان دو چندان گشت و ثمره زندگی پر مهرشان، دو فرزند پسر به نامهای محمدمهدی و محمد سعید بود.
پس از پایان جنگ تحمیلی، همچنان مسئولیت فرماندهی لشکر 8 نجف اشرف را به عهده داشت و در سال 1370 سمت معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه به او محول شد. 24 خردادماه سال 1372 به دستور فرمانده کل سپاه، به فرماندهی قرارگاه حمزه منصوب و اقدامات فراوانی جهت پاکسازی و تخلیه عناصر ضد انقلاب در غرب کشور انجام داد.
سال 1376 پس از 16 سال فرماندهی لشکر 8 نجف اشرف، مراسم وداع احمد کاظمی با این لشکر برگزار شد و فرماندهی لشکر 14 امام حسین(ع) را به عهده گرفت.
از دیگر سمتهای مهم ایشان میتوان به فرماندهی نیروی هوایی اشاره کرد که با حکم رهبر فرزانه جمهوری اسلامی ایران،
خدمات شایانی را در دوران فرماندهی ارائه داد و سازمان موشکی را ارتقا بخشید به طوریکه دشمنان به شدت از توان موشکی ایران حیرت کرده بودند. او به قدری دلسوز و مسئولیت پذیر بود که در زلزله بم بی درنگ خودرا به آنجا رساند و تمام امکانات مورد نیاز نیروی هوایی را برای کمک به مردم زلزله زده بهکار گرفت.
پس از پنج سال تلاش مستمر در نیروی هوایی سپاه، حکم فرماندهی نیروی زمینی را دریافت و در طول مدت سه ماه تمام یگانهای نیروی زمینی را از نزدیک بررسی کرد.
با وجود اینکه مسئولیتهای فراوانی بر روی دوش داشت، تحصیل را ادامه داد و در طول مدت خدمتش سه نشان فتح از دست مقام معظم رهبری، آیت الله سیدعلی خامنه ای دریافت نمود.
احمدکاظمی که هیچگاه دست از فعالیت نمیکشید و خستگی نمیشناخت، درحالی به فیض شهادت نائل آمد و همه علاقمندان را ترک کرد که، عازم سفر برای ماموریتی مهم بود…صبحگاه 19 دی ماه سال 1384، به علت سقوط هواپیما، در نزدیکی ارومیه مظلومانه به شهادت رسید.
آن زمان علت حادثه را از کار افتادن موتور هواپیما اعلام کردند… او که عاشق شهادت بود و همه این را میدانستند، بلاخره به آرزوی دیرینه خود رسید و قلب دوستدارانش را به آتش کشید.
طبق وصیتش، پیکر مطهر این شهید والامقام در کنار مزار یار قدیمیاش شهید حسین خرازی در گلستان شهدای اصفهان آرام گرفت.
همرزمان این شهید در خصوص علاقه ایشان به شهادت اینگونه روایت میکنند« احمد مثل کسی بود که به درِ خانه معشوق رسیده، انقدر در زده که کسی در رو وا نکرده و لحظات آخر به قدری تشنه شهادت میشه که یک بار نه بلکه انقدر در میزنه که همه متوجه اشتیاقش به شهادت میشن .
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی رفیق دیرینه حاج احمد، درباره ایشان اینگونه فرمودند: من نمیدونم احمد من رو بیشتر دوست داشت یا من اون رو… او تداعیگر تمام خوشیهای زندگی بود. چهره باکری، همت، خرازی و ..را در احمد میدیدم.