شرع پسند؛ از نخستین افراد عضو گشته در سپاه
بانگ خوش پیروزی انقلاب اسلامی ایران که در گوشه و کنار هر کوی و برزنی طنینانداز گشت، مهدی در پوست خود نمیگنجید؛ بالاخره فصل ثمرهدهی به تلاشها و زحماتش فرا رسیده و تصور خوش کامیابی بر رژیم پهلوی با واقعیت عجین گشته بود. پس از این پیروزی شکوهمندانۀ ملّی، در کمیته انقلاب اسلامی به خدمت اشتغال ورزید. هنگامیکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تأسیس گشت، مهدی از نخستین نفراتی بود که به عضویت سپاه درآمد.
شوق و اشتیاق او در کمکرسانی، روحیۀ خستگیناپذیر و مقاومت و صبرش در رویارویی با مشکلات و خشوع و تواضعش در برابر محرومان و مستضعفان، در دلها و یادها، از او اسم و رسمی دوستداشتنی و مهربان به جا گذاشته است.
جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق متوجه مردم ایران بهویژۀ شهرهای مرزنشین کشور گشته بود. شهید مهدی شرع پسند، که در این شرایط نابسامان، مسئولیت بسیج سپاه پاسداران کرج را به عهده داشت، به تسنیق و تعلیم نیروهای جان بر کف بسیج پرداخت. او با دلی پر شور، و ذاتی به دور از آلودگی و ناپاکی، با نیروهای بسیجی روانۀ جبهههای نبرد گشت. او از ابتکار عمل و هوش فوقالعادهای برخوردار بود؛ همین امر سبب رشد و ترقّی معنوی او در جبههها شد.
مهدی در اغلب عملیاتها حضور مهم و مؤثر و اساسی داشت. از کجا بگویم؟!
از فتح «تنگۀ حاجیان» که دوستان و همرزمانش را به شگفتی واداشت؟!
از «چغالوند» که دست سلطهگر دشمن را از این منطقه قطع نمود و خط دشمن را در هم شکست؟!
از «عملیات فتحالمبین» که در محفل عاشقان جانفدای حق حضور بهم رساند؟!
از « عملیات بیتالمقدس» که خطر را به جان خرید و خاطرههایی پرشگفتی خلق نمود؟!
از «عملیات رمضان» که رشادت و صلابت خود را بر چشم بر بهت همگان آورد؟!
از والفجرها که پرتوهای پنهان پیروزی را به جبهۀ حق پیشکش کرد؟!
عاقبت در یکی از همین والفجرها بود که به جای بازگشت به پشت خط، راه آسمان را در پیش گرفت.
ترکشی در مسیر بهشت!
صبحدم اولین روز بهمن ماه سال 1362 در جریان عملیات والفجر 5 سردار شهید مهدی شرع پسند نماز صبح را در مقر پیش از خط مقدم به جای آورد و پس از نماز، به سوی خط روانه شد.
رزمندگانی که شاهد نماز ایشان بودند، روایت کردهاند که او در قنوت نماز آیات آخر سوره فجر را دو بار تلاوت نموده و از آن پس راهی صحنۀ کارزار گشته است. آن آیات بدین معناست که :«تو اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت بازگرد. در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است. پس در سلک بندگانم در آى؛ و در بهشتم وارد شو!»
گویی به سردار از سوی خداوند الهام شده بود که اینبار نوبت شهادت به او رسیده است.
باری، سردار با مهابت و صلابت مخصوص به خود به خط مقدم رفت. دشمن ضدحملهای سنگین به کار گرفته بود و در بین این جریانات، ترکشی که پیکر مطهرش اصابت نمود ایشان را به مقام معظم شهادت رساند.