عباس در عملیات فتحالمبین از ناحیه پا مجروح و به مدت تقریبا دو ماه در بیمارستان بستری شد. در همین زمانها بود که به توصیه ی پدر مقدمات ازدواج خود را فراهم کرد و در 21 مهر سال 1361 با دختری از شهر کاشان ازدواج کرد و در سال 1363 به آروزی پدر شدن خود رسید و دارای فرزندی پسر در بیمارستان یا زهرا در شهر دزفول شده و اسم پسرش را داوود کریمی قهرودی گذاشتند.
با وجود عشق همسر و فرزندش باز باید قدم در راه جبهه میگذاشت تا بتواند از لبخند فرزند خود و همه فرزندان ایران زمین، محافظت کند.
عباس کریمی پس از انقلاب
شهید عباس کریمی در بهار سال 1358 درهنگام تاسیس سپاه پاسداران کاشان به عضویت سپاه در آمد و در بخش اطلاعات فعالیت خود را آغاز کرد.
در تابستان سال 1359 برای مبارزه به صورت داوطلبانه به کردستان اعزام شد و فعالیت خود را در واحد اطلاعات عملیات سپاه پیران شهر شروع کرد و بعد از چندی، به عنوان مسئول اطلاعات عملیات سپاه پیران شهر شروع به فعالیت کرد.
کریمی بعد از مدتی با شهید احمد متوسلیان و شهید رضا چراغی به جبهه جنوب رفت و در سِمَت مسئول اطلاعات در عملیات تیپ محمد رسول الله شروع بهکار کرد.
در تیر ماه سال 1361 با وجود مجروحیتی که داشت به عملیات مسلم بن عقیل رفته و در عملیات والفجر مقدماتی هم سِمَت مسئول اطلاعات سپاه 11 قدر را پذیرفت وپس از مدتی در لشکر 27 حضرت رسول به عنوان مسئول فرماندهی تیپ سوم سلمان فعلیت خود را ادامه داد. وقتی شهید محمد ابراهیم همت در عملیات خیبر، رنگ سرخ شهادت را تصویر کشید فرماندهی لشکر 27 محمد رسول الله را از اواخر اسفند 1362 را عهدهدار شد.
مشق عشق
در اواخر زمستان، زمانیکه همه آماده شروع سال جدید بودند، عباس، رقصان و سبکبال به جای شروع سال جدید پا در مسیر عاشقی گذاشت و مشق عشق کرد.
در روز پنجشنبه 24 اسفند 1363 وقتی دستوری که از قرارگاه به او رسید، در حال اجرای عملیات بدر ( منطقه شرق دجله و شمال القرنه) بوده و بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سرش زخمی و به درجه رفیع شهادت نائل آمد وطبق وصیتش پیکر ایشان را در قطعه 24 بهشت زهرا در نزدیکی مزار شهید مصطفی چمران به خاک سپردند.
از عبودیت تا ریاست
حسین انصاریان در باب خاطره ای از شهید عباس کریمی میگوید در یکی از مجالس های مداحی ام برای رزمندگان، متوجه تلاطم و بی قرار شدن یکی از بسیجیها شدم. پس از دعا و نیایش سراغ فرمانده لشکر را گرفتم قصد داشتم راجع به آن جوان سوال کنم، اما انتظار نداشتم همان جوان را به عنوان فرمانده لشکر به من معرفی کنند.
مسیر عاشقی در وصیت نامه ی عباس کریمی
شهید عباس کریمی در عملیاتهای فتحالمبین، عملیات مسلم بن عقیل، عملیات والفجر مقدماتی، عملیات خیبر، عملیات بدر نقشآفرینی کرد. و در بخشی از وصیتنامه اش اینگونه میگوید.
بسم الله القاصم الجبارین
چرا در راه خدا جهاد نميكنيد در صورتي كه جمعي ناتوان از مرد و زن و كودك شما در چنگال ظلم كافرانند.
«و ما لكم لا تقاتلون في سبيلالله و المستضعفين من الرجال و النساء والولدان و قاتلو هم حتي لاتكون فتنه و يكون الدين لله»
بكشيد كافران را تا بر كنده شود ريشه فساد، و دين منحصر به دين خدا شود.
هيچ قطرهاي در مقياس حقيقت در نزد خدا از قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود، بهتر نيست و من ميخواهم كه با اين قطره خون به عشقم برسم كه خداست.
شهيد كسي است كه حقيقت و هدف الهي را درك كرد و براي حقيقت پايداري كرد و جان داد.
شهادت در اسلام نه مرگي است كه دشمن به مجاهد تحميل ميكند بلكه انتخابي است كه وي با تمام آگاهي و شعور و شناختش به آن دست مييازد.
«و لا تقولوا لمن يقتل في سبيلالله اموات احياء ولكن لا تشعرون» و آن كسي كه در راه خدا كشته شده مرده نپنداريد بلكه او زنده ابدي است وليكن همه شما اين حقيقت را در نخواهيد يافت. (بقره 154)
شهادت براي من يك فيض بزرگي است من لياقت يك شهيد را ندارم و اميدوارم كه آنها كه قبل و بعد از من به درجه شهادت نائل آمدهاند من را در آن دنيا شفاعت نمايند. ان شاء الله….
و از قول من به تمام اقوام و خويشاوندان خصوصا پدر و مادر و خواهرم و همسرم و برادرانم بگوييد بعد از من براي من گريه و زاري نكنند و در عوض به همه دوستان و آشنايان با چهرهاي خندان تبريك بگويند و به آنها بگويند جان او هديهاي براي اسلام عزيز و امام بود.