در روزهای گرم تابستان، کوچه پس کوچههای محلهای قدیمی و اصیل در تهران به نام خونگاه، پسری متولد شد که نام او را محسن نام نهادند. دوران کودکی را در سایه محبت اهل بیت و پدر و مادری متدین گذراند.
او عشق به اهل بیت و فرماندهی سپاه اسلام را در همان نوجوانی با تاسیس و پذیرفتن مسئولیتی در هیئتی به نام شهدای کربلا تجربه کرد و به درستی توانست از پس مسئولیت آن برآید. روزهای جوانی را میگذراند که صدای انقلاب مردم ایران علیه رژیم مستبد شاهنشاهی به اوج رسید. شهید محسن دینشعاری با شروع این امواج به جمع اعتصاب کنندگان پیوست و در تمامی تظاهراتهای سال 1357 نقش پررنگی ایفا کرد.
بر تن کردن لباس سبز سپاه
پس از پیروزی انقلاب به همراه برادرش در پزشکی قانونی به طور شبانهروز به جابهجایی اجساد مردم بیگناهی که به جرم نخواستن رژیم فاسد به شهادت رسیده بودند مشغول بودند .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی فرمان بازگشت سربازان به پادگانها را صادر کردند و محسن هم جز اولین افرادی بود که به پادگان برگشت و دوران سربازی را در سالهای 57 تا 58 گذراند.
در پادگان و بین سربازان، برای آنهایی که در انجام واجبات دینی تعلل میکردند دورههای شناخت ایدئولوژیکی گذاشته بود و همچنان دست از امر به معروف و نهی از منکر برنمیداشت.
پس از اتمام دورن سربازی به جرگه سپاهیان پیوست و با آغاز جنگ ایران و عراق، با پوشیدن لباس سبز سپاه در سال 1360 خدمت به اسلام را به صورت رسمی آغاز کرد.
شهید محسن دینشعاری؛ مسئول گردان تخریب لشکر 27
شهید محسن دینشعاری که از آغاز حمله عراق به خاک ایران در صف اول مجاهدان فی سبیل الله قرار داشت، توانست با بروز توانایی و استعداد، اعتماد فرماندهان سپاه محمد رسول الله را به خود جلب و با گذراندن دورههای تخصصی، مسئولیت گردان تخریب لشکر 27 محمد رسول الله را برعهده بگیرد.
این شهید بزرگوار در مصاحبهای که در زمان جنگ انجام داده بود، هدف رزمندگان را از حضور در جبههها این گونه بیان کرده است:
” انگیزه در هر فرد مسلمان این است، به داد هر مظلومی که در هر نقطه جهان فریاد میزند، به داد این برادرها برسد و خوشبختانه ما در چنین موقعیتی هستیم. واقعا شکر میکنیم که در این زمان به دنیا آمدیم و به ندای اسلام لبیک گفتیم و ما هم به تبعیت از اصحاب رسول الله (ص) برای این هدف قدم برداشتیم و تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفسهای خودمان باید با مشکلات دنیا و با مشکلاتی که دشمن برای ما پیش میآورد، مقابله کنیم.
برادرهایی که عاشقانه خدمت کردند و عاشقانه قدم در این راه گذاشتند، خداوند هم پسندید و اینها را نزد خودش دعوت کرد که امیدواریم انشاءالله خداوند مزه شهادت را به ما و تمام برادرانی که در آرزویش هستند، بچشان.
نه اینکه ما بیاییم بگوییم آمدیم هدفمان جبهه است، آمدهایم که شهید بشویم و برویم! خیر، این کار اشتباه است .ما تا آخرین نفس و قطره خون باید پشت دشمن را به زمین بزنیم و اگر بین راه هم به درجه شهادت رسیدیم فبها المراد، مسئلهای نیست، چون هدف مشخص است. هدف، پیروزی اسلام و پیروزی قرآن است. به جز این، نه به خاک دشمن چشم دوختهایم و به قول فرمایشهای حضرت امام (ره)، فقط میخواهیم ملتها زیر نظر خودشان کار کنند و به کار خود ادامه دهند و زیر سلطه دشمنان و زیر سلطه ظالمان نباشند و ما تا آنجا که نفس داریم باید به داد مظلومین برسیم و امیدواریم که انشاءالله همانگونه که امام عزیزمان فرمود سریعتر این کار را ادامه بدهیم و تمام بشود که برادرانمان در لبنان در انتظارند، دشمن اصلی ما آمریکا و صهیونیسم است، اسرائیل را باید از روی زمین برداریم.
امیدواریم که برادرها خدمتی که میکنند در این دنیا که هیچ، در آخرت واقعا جزای خیر به آنها عنایت بفرماید.
الان موقعیتی است که باید استقامت و صبر کنیم. اگر با هر مشکلی ما بیتابی کنیم، هم خدا را خوش نمیآید و این مشکلات جزئی رفتهرفته حل میشود. خداوند این همه نعمت الهی را برای ما مقدر فرموده، ما باید استفاده کامل را انجام دهیم که دنیا محل گذر است و باید تا آنجا که بتوانیم از این دنیا برای آخرتمان استفاده کنیم که انشاءالله روز قیامت در برابر شهدا و ائمه اطهار(ع) و به خصوص سیدالشهدا (ع) روسفید باشیم.
خدای ناکرده یک ذره از مسئولیت تخطی نکنیم، چه آن سری از بچهها که پشت خط هستند، چه آنهایی که در خط هستند.
امیدواریم ان شاء الله با پشتیبانی محکم که خداوند پشتیبان همه است قدم برداریم که خدای ناکرده از انقلابمان که این همه شهید دادیم، اسیر دادیم، معلول دادیم، روز قیامت، پیش اهل بیت (ع) و شهدا سرمان پایین نباشد که این راه مقدس را طی کردند و خون عزیز خودشان را ایثار کردند.
انشاءالله.” محسن دین شعاری ۱۳۶۴/۰۶/۲۴
شهید محسن دینشعاری؛ حضور در عملیاتها
شهید محسن دینشعاری در سال 1363 با سهمیهای که در اختیار فرماندهان قرار داده بودند، به سفر حج مشرف شد. طی این مدت در اکثر عملیاتها حضور پررنگ داشت، بالاخص عملیاتهای مهم طریق القدس و کربلای 1 شاهد از خودگذشتگی و دلیری او در راه دفاع از وطنش است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم یکی از همرزمان شهید دین شعاری میگوید: مرداد سال 66 بود و این بار عملیات در غرب کشور در حال انجام بود، بچههای گردان تخریب هم به وظیفه خطیرشان که خنثیسازی مینها و باز کردن معبرها بود ادامه میدادند.
آن روز مجتبی و حاج محسن و چند تایی دیگر از بچههای گردان با هم مشغول پاکسازی منطقه بودند. حاج محسن از سمت راست و مجتبی از سمت چپ جلو میرفت و این رفتار حاجی خیلی به بچهها روحیه میداد.
آن روزها خصلت فرماندهها این بود که یا جلوتر یا دوشادوش نیروهایشان پای کار بودند و حاج محسن هم یکی از همانها بود و با اینکه به خاطر جراحت های قبلی نمیتوانست پاهایش را به راحتی خم کند و برای کار روی زمین بنشیند، از کمر خم میشد و شاخکهای مین والمری را لا به لای انگشتانش قرار میداد و لبخندی بهش میزد و میگفت: – گوگوری مگوری … بیا بغل عمو …
آن وقت شاخک را میپیچاند و چاشنی را درآورده و مین را خنثی میکرد.
این لحن حاجی برای همه بچههای لشکر آشنا بود و هر وقت که او شروع به خنثی سازی میکرد، بچهها را به خنده وادار میکرد.
خصوصیات اخلاقی شهید محسن دینشعاری
– شهید محسن دین شعاری در هیچ موقعیتی لبخند را از روی لبان خود محو نمیکرد. حتی در حساسترین موقعیتها، گاهی هنگام خنثی کردن مین، پادگان، مجروحیت دوستان دست از شوخی و خنده برنمیداشت و همین خصلت باعث محبوبیت ویژهی او در بین رزمندگان شده بود.
میگفت خنده در ذات من است.
– عادت نداشت اجازه دهد کسی متوجه مجروحیتش شود. اگر در اثر جراحت زیاد در بیمارستان بستری میشد دوست داشت سریع به منطقه برگردد. در عملیات کربلای 1 از ناحیه شکم مجروح شد اما تا زمانی که در بیمارستان بستری شد کسی متوجه نشده بود.
– برادرش نقل میکند؛ در عملیات والفجر 8، زمانی که رزمندگان در حال حفر کانال در منطقه فاو بودند، با اصابت کلنگ بر پاهایش، مجروح شد اما حاضر نشد برای مداوا به عقب برگردد و 40 روز با همان وضعیت در خط مقدم ماند. میگفت: درسته پایم مجروح شده، حرف که میتوانم بزنم. اگر بچه ها من را با این شرایط بببینند روحیه میگیرند.
میگفت: تا جان در بدن دارم به جبهه میروم.
شهید محسن دینشعاری: مرا اینجا خاک کنید
چند هفته قبل از شهادتش برای قرائت فاتحهای سر مزار پدر و مادرش رفت، حال و هوای عجیبش او را به قطعه شهدا و کنار دوستانش کشاند. سرگردان بود، انگار دنبال چیزی میگشت. قطعه 29 را بازحمت پیدا کرد و سر مزار دوست شهیدش، علیرضا نوری رفت. کنار او، قبر خالی بود. نشست و شروع کرد سر آن قبر خالی فاتحه خواندن.
شهید محسن دینشعاری قرار بود در سال 1366 برای انجام مناسک حج به مکه برود، اما به دلیل مسئولیتی که در مناطق جنگی داشت از رفتن پشیمان شد.
پانزدهم مرداد آن سال مصادف شده بود با عید قربان، روزی که محسن در حین خنثی کردن مین ضد تانک در منطقه سردشت، ارتفاعات دوپازا و بُلفت خود را قربانی و به دیدار معبود پیوست و نام خود را در تاریخ جنگ تحمیلی برای همیشه به ثبت رساند.
پس از شهادتش، با اینکه خانواده در انتخاب مزارش نظری نداشتند، اما برنامهها جوری پیش رفت که او در همان نقطهای که خودش تعیین کرده بود، قطعه 29، کنار دوست شهیدش به خاک سپرده شد.
وصیت نامه شهید محسن دین شعاری
السلام علیک یا اباعبدالله و علیالارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلامالله ابداً ما بقیت و بقیالیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی علیبنالحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین، اسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و تمامی شهدای اسلام و امت شهیدپرور ایران و با سلام به خانواده محترم و درود و رحمت به روح پدر و مادرم.
شهادت یعنی انتقال یافتن از زندگی مادی به زندگی معنوی و الهی و شهادت در مکتب اسلام یک مسأله انتخابی است که انسان کامل با تمام آگاهی آن را انتخاب میکند و با شهادت خویش شمع راه انسانهای پاک و نورانی میشود و من با انتخاب آگاهانه راه شهیدان را تا رسیدن به ساحل سعادت ادامه خواهم داد؛ اگر لیاقت شهادت داشته باشم. بنابراین من راهم را انتخاب کردهام. امیدوارم که شما هم خط مرا (ولایت فقیه و برگزیدن راه شهادت) را انتخاب کنید. برادران در زمانی که اسلام در خطر است همانطوری که امام عزیز قلب تپنده امت فرمود: به کسانیکه توانایی داشته باشند واجب میشود که برای پاسداری از حریم اسلام و قرآن به مقابله با دشمن به پاخیزند. مواظب باشید که این جنایتکاران هر روز برای نابودی جمهوری اسلامی ایران نقشه میکشند.
اما شما همانطوریکه تا به حال نقشه آنها را با اتکال به الله نقش بر آب کردهایید، حالا هم هوشیار باشید که انشاالله کاری از دستشان ساخته نیست. اما نگذارید ریشه بگیرند و چند جمله از جملات گهربار امام امت و مسئولین کشور که میفرمایند:
باید فراموش نکنیم که در جنگ با آمریکا هستیم و ما متکی به خدا هستیم و با اتکال به خدا از هیچ ابرقدرتی ترسی نداریم و ما مثل امام حسین (ع) در جنگ وارد شویم و مثل حسین (ع) باید به شهادت برسیم و تا آنجایی در خاک عراق پیش میرویم که خواستههایمان را بگیریم و هرگز زیر بار ذلت نخواهیم رفت. هیهات من الذله.
در آخر از رزمندگان میخواهم که جبهه را گرم نگاه داشته و گوش به فرمان رهبر و تا آخرین نفس استقامت کنید که الان استقامت لازم است.
من با انتخاب آگاهانه راه شهیدان را تا رسیدن به ساحل سعادت ادامه خواهم داد؛ اگر لیاقت شهادت داشته باشم. بنابراین من راهم را انتخاب کردهام. امیدوارم که شما هم خط مرا (ولایت فقیه و برگزیدن راه شهادت) را انتخاب کنید.
در آخر وصایای شخصی دارم که عبارتند از:
1- به مدت 2 ماه و 3 روز، روزه بدهکارم که فرصت گرفتن این بدهی به علت درگیر بودن در منطقه را نداشتم.
2- نماز قضا ندارم
3- وسایل نظامی من از قبیل لباس و غیره را بعد از شهادتم کسی که از خانواده به منطقه میرود استفاده کند در غیر این صورت به مراکز سپاه تحویل دهید که استفاده شود و مقدار پولی که هست برای کفن و دفن که انشاالله لازم نمیشود چون آرزویم این است که در صحنه نبرد تکه تکه شوم تا در روز قیامت در پیش سالار شهیدان اباعبدالله و سایر شهدا سرافکنده نباشم. وسایل شخصی اگر احتیاج نبود و نخواستید استفاده کنید بدهید به مستمندان. درضمن درمراسم عزاداری از حضرت زهرا (س) و ذریه بیبی روضه خوانده شود علت هم مشخص است که بنده حقیر از داشتن مادر و پدر محروم بودم.
در آخر از عموم برادران و دوستان و خواهران و آشنایان که از من ناراحتی دیدن امیدوارم به بزرگی خودشان ببخشند و مرا حلال کنند. برادران از استغفار و دعا دور نشوید (دعای کمیل و نماز جمعه) که بهترین درمان برای تسکین دردها است. همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیدازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند. اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمان و روز جشن ابرقدرت هاست. در حالات امام دقیق شوید و سعی کنید عظمت او را دریابید، خود را تسلیم او سازید که او حسین زمان است و هرکس او را تنها گذارد؛ امام زمان را تنها گذاشته است.
در آخر اگر شهادت نصیبم شد آنان که پیرو خط امام عزیز نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند، در تشیع من حاضر نشوند. باشد که خون شهدا آنان را نیز متحول کند و به رحمت الهی نزدیکشان کند. اللهم ارزقنا الشهاده فی سبیل الله خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار، از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا.
جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم
مرگ بر آمریکا و شوروی و اسرائیل غاصب صهیونیسم منطقه
به امید زیارت کربلا و قدس عزیز: الحقیر محسن دین شعاری