محمد از همان کودکی خود را در دل قرآن و آموزههای دینی یافت. در روستایی که زندگی میکرد، پدرش به عنوان یک کشاورز فداکار و مادرش به عنوان زنی مهربان و دلسوز همواره او و خواهرانش را در سایهی محبت و ایمان پرورش میدادند. محمد با یادگیری قرآن و آشنایی با مفاهیم اسلامی، ذرهذره گام به دنیای بزرگتر و چالشهای آن میگذاشت.
از سنین نوجوانی، روح مبارزاتی در درون او شکل گرفت. او به مطالعه کتابهای مذهبی و تحلیلی روی آورد و با آثار شهید مطهری و نظرات حضرت امام خمینی (ره) آشنا شد. این آشنایی جرقهای در درونش زد و به او فهماند که باید در برابر ظلم و فساد ایستادگی کند. همین انگیزهها او را واداشت تا در تظاهراتها و راهپیماییهای انقلاب فعالانه شرکت کند.
ورود به دنیای مبارزات انقلابی
سال ۱۳۵۶ با تظاهرات گسترده ملت ایران علیه رژیم شاهنشاهی همراه شد و محمد به عنوان فردی با روحیهای انقلابی، به جمع مبارزان پیوست. او در این روزهای پرهیجان، به توزیع اعلامیهها و سخنرانیها میپرداخت و تلاش میکرد که آگاهی مردم را نسبت به واقعههای آن روز افزایش دهد. شبنشینیهای دوستانهاش با جوانان دیگر، همگی حول محور آزادی و استقلال ایران بود و آنان در این جلسات به بحث و تبادل نظر در مورد آینده کشور میپرداختند.
کریه انقلاب، روابط او را با بسیاری از دوستان و همنسلهایش مستحکمتر کرد. این جوانان با آرزوهای بزرگ، در کنار یکدیگر به آتشی تبدیل شدند که رژیم شاه را به چالش کشید.
پیروزی انقلاب و خدمات پس از آن
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، محمد لحظات شاد و تحقق آرزوهایش را تجربه کرد. او به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و با همه وجود به خدمت برای کشور و مردمش پرداخت. در پادگان ولی عصر (عج)، به عنوان مسئول تدارکات، در تلاش بود تا نیازهای رزمندگان را برآورده کند. بارها و بارها او به جبههها سفر میکرد تا از نزدیک با وضعیت رزمندگان آشنا شود و اطمینان حاصل کند که آنها در جنگ به هیچ کمبودی دچار نشوند.
محمد میدانست که پشت جبهه باید به بهترین نحو عمل کند تا جبهه جهادگران به قوت خود ادامه دهد. از تأمین امکانات اولیه گرفته تا کلاسهای آموزش نظامی، همه چیز در تلاش او برای بهبود شرایط رزمندگان خلاصه میشد.
دوران دفاع مقدس
جنگ تحمیلی با وحشیگری دشمن، به سرزمین ایران تحمیل شد و محمد با شور و شوقی بیبدیل، به جبههها رفت. او در عملیاتهای مختلفی حضور داشت و با ایثار و فداکاری خود، چراغ امید را در دل رزمندگان روشن نگه میداشت.
پس از ورود به جبهههای نبرد، او در سنگر تدارکات و پشتیبانی با تمام وجود به رزمندگان خدمت میکرد. با هدایت کمکهای مردمی به سمت جبههها، نقش محمد در تأمین نیازهای عملیاتی، به ویژه در محورهای غرب و جنوب، حیاتی بود. او در بیشتر عملیاتها شرکت داشت و در پشت صحنه، بهگونهای عمل میکرد که رزمندگان در خط مقدم با کمترین نگرانی مبارزه کنند.
در عملیات بازی دراز در کردستان، جهش مهارت و تعهد او به وضوح حس میشد. به سرعت به مسؤولیت تدارکات سپاه اسلام آباد منصوب شد و به لطف شایستگیهایش، مسؤولیت تدارکات قرارگاه نجف را عهدهدار گردید. پس از آن، فرماندهی پشتیبانی شمال غرب نیروی زمینی را بر عهده گرفت و در نهایت، در جایگاه لجستیک نیروی دریایی سپاه پاسداران و جانشینی تدارکات قرارگاه دریایی خاتم در جنوب خدمت کرد. این تلاشها باعث شد که او جایی ویژه در دل تمام رزمندگان پیدا کند و همه او را به عنوان یک دوست و یاریگر ببینند.
زندگی محمد در این عرصهها نشاندهنده عزم و پایداری او بود. هرچند در عملیات والفجر ۸ مجروح شیمیایی شد و مدتی در بیمارستان بستری گردید، اما خاطرهی رزمندگان و عشق به آنها او را به جبهه بازگرداند. دوری از خط نبرد و یارانش برای او غیرقابلتحمل بود و در عوض، به خدمت کردن ادامه داد.
شهادت و میراث ایثار
در عملیات والفجر ۸، زمانی که محمد از باقیماندههای زندگیاش برای تدارک نیازهای جبههها استفاده میکرد، سرنوشت خودش را به سمت آن دوستی میکشید که جانش را در راه آرمانهایش فدای ایران کرد. در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۶۴ و در اوج نبرد، محمد در یکی از دشمنپایگاهها هدف بمباران قرار گرفت و در کمال ایثار، جان خود را فدای آرمانهای انقلاب کرد.
خاطره محمد نه تنها در دل همرزمانش بلکه در تاریخ کشور ایران به یادگار ماند. نام او همواره به عنوان نمادی از فداکاری، ایستادگی و ایثار در دلهای مردم زنده خواهد ماند. او یادآور آن است که هر کدام از ما با ایمان و محبت به کشورمان میتوانیم در برابر چالشها ایستادگی کنیم و امید را در دلهای دیگران زنده نگاه داریم. امروز، با گذشت سالها از آن روزها، یاد و خاطرۀ شهید محمد اثری نژاد همچنان زنده است.