در سالهای 55-56 غلامرضا تنها 16 سال داشت و در حال گذر از دوران نوجوانی به جوانی بود که حجم نارضایتی مردم نسبت به شرایط داخلی و حکومت ایران به واسطه اعتراضات سیاسی و تظاهرات مردم به اوج خود رسیده بود.
او در شرایطی که اکثر هم سالانش در وادی بازی و سرگردانی نوجوانی به سر میبردند، وارد عرصه مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی شد و پس از شناخت و آشنایی با شخصیت والای آیت الله خمینی، عاشقانه به سیل عظیم مردم پیوست و شجاعانه، با شهامت و شجاعت به پخش اعلامیهها و سخنرانیهای امام خمینی در سطح شهر و روشنگری قشر نوجوان و اطرافیان خود همت گمارد.
در زمانی که صدای اعتراضات به صحن دانشگاهها کشیده شد، شهید غلامرضا آزادی با اینکه نوجوانی بیش نبود با شرکت در این تحصنها چندین بار مورد ضرب و شتم نیروهای ساواک قرار گرفت و در نهایت توسط این نیروی خبیث نظامی دستگیر و با سماجت مادر آزاد گردید.
مادر شهید غلامرضا آزادی: « غلامرضا شانزده ساله بود که در تظاهرات دستگیر شد و او را به شهربانی بردند. من سراسیمه به کلانتری 16 در خیابان مولوی رفتم تا از حال او جویا شوم. دیدم او را زیر کتک گرفتهاند و میزنند. اعتراض کردم. به من توهین کردند و او را بیشتر زدند. غلامرضا با تن و بدن خونین به خانه بازگشت.»
ساواک با این تصور که او نوجوانی بیش نیست، قصد داشت با شکنجه و کتک زدن کاری کند که او دیگر قید شرکت در تظاهرات را بزند، پس از آنکه تن و بدن او را مجروح و خونی کردند به همراه مادر به منزل فرستادند، اما نمیدانستند که او با اوجگیری انقلاب اسلامی، در شرایطی که او حالا برای خودش جوانی برومند شده، مصمتر از قبل پای در عرصه مبارزات علیه رژیم میگذارد و جوانی نبود که با کتک خوردن و تهدید لحظهای از پای بنشیند.
شهید غلامرضا آزادی شبانهروز تلاش میکرد و همراه با مردم در آزادسازی مراکز نظامی و انتظامی همگام بود. کلانتری 16، همان جایی که غلامرضا در آن مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود با کمک این پسر شجاع و مردم آزادیخواه تصرف و از لوس وجود ساواک پاک گردید.
فعالیتهای شهید غلامرضا آزادی پس از پیروزی انقلاب اسلامی
پس از آنکه تلاشهای مردم به ثمر رسید، جمع کثیری از جوانان از جمله شهید غلامرضا آزادی جز اولین افرادی بودند که برای حراست از آرمانهای والای انقلاب و برقراری امنیت مردم از اجانب داخلی و خارجی جذب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدند. غلامرضا در حالی که 17 سال بیشتر نداشت در 12 اسفند 1357، به عضویت سپاه درآمد.
قبل از آنکه عراق به صورت رسمی تهاجمات خود را به خاک ایران آغاز کند، در جنوب کشور غائلهای را به نام «خلق عرب» در مناطقی که تمرکز اعراب در آن قرار داشت با هدف ایجاد تفرقه و ناامنی، همچنین جدایی طلبی خوزستان آغاز کرد.
در همین راستا شهید غلامرضا آزادی به صورت داوطلبانه، به منظور مقابله با ضد انقلاب به استان خوزستان رفت و به مبارزه با کسانی پرداخت که سودای تجزیه خوزستان از ایران را در سر میپروراندند. او ضمن مبارزه با آنها، جزء گروههای عملیاتی بود که از طرف ستاد مرکزی پاسداران انقلاب اسلامی به خرمشهر اعزام شده بودند و تا شروع جنگ ایران و عراق و همچنین سقوط خرمشهر در آن منطقه ماندند و با بذل جانهاشان نگذاشتند وجبی از خاک ایران به دست دشمن درآید. این شهید جزء اولین افرادی بود که با فتح دوباره خرمشهر در کنار دیگر رزمندگان حماسه آفرینی کردند.
منافقین که با وجود انقلاب اسلامی و رهبری فردی همچون امام خمینی نتوانسته بودند در مناسب حکومتی ماندگار شوند، با حمله رژیم بعثی به خاک ایران، به خیال خام خود تلاش کردند با ایجاد ناامنی در تهران و سایر شهرها دست به اقدامات و مبارزات مسلحانه و غیر مسلحانه زدند. در این بین غلامرضا در درگیریهای تهران توسط منافقین کوردل با یک تیغ موکتبری مورد حمله قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
حضور شهید غلامرضا آزادی در دفاع مقدس و پذیرش مسئولیتهای مختلف
پس از آنکه خرمشهر سقوط کرد، شهید غلامرضا آزادی برای ارائه پارهای گزارشهای نهایی راهی پایتخت شد و پس از مدتی دوباره به جبهه بازگشت. او جوانی نبود که در یک جا بند شود. برایش فرقی نمیکرد در کجا خدمت کند، با هر درگیری در هر منطقهای به آن نقطه میرفت و با پذیرفتن مسئولیتهای متعدد در قرارگاههای مختلف از جمله هویزه، بستان، خرمشهر و مناطق کوهستانی سنندج به خدمت میپرداخت.
با ایجاد درگیری لبنان در خرداد سال 1361، شهید غلامرضا آزادی به همراه عدهای از نیروهای تیپ 27 محمد رسول الله برای کمک به لبنان اعزام شدند، پس از اطلاع امام خمینی و مخالفت ایشان با حضور رزمندگان در آنجا، ایشان با ارسال پیامی مبنی بر “راه قدس از کربلا میگذرد”، این حرکت را توطئهای از جانب عراق خطاب کرد و خواستار برگشت هر چه سریعتر رزمندگان به کشور و حضور در جبهه خودی شدند.
شهید غلامرضا آزادی پس از شنیدن پیام ولی خود، به همراه سایر رزمندگان به کشور بازگشته و اینبار به کردستان رفت و در واحد عملیاتی قرارگاه حمزه سیدالشهدا، در کنار شهید محمد بروجردی نقش پررنگی را در پاک کردن منطقه از منافقین و نیروهای کومله و همچنین ایجاد امنیت مردم منطقه ایفا کرد.
پس از آنکه درگیری در جبهه جنوب کشور باز هم رونق گرفت، او مشتاقانه راهی خوزستان شد و سپس زمانی را در حمیدیه و سوسنگرد مشغول به خدمت شد.
مسئولیتهای شهید غلامرضا آزادی در طول دوران جنگ تحمیلی
شهید غلامرضا آزادی پسری پرتلاش بود، او توانست در همان مدت کوتاه و با وجود سن کمی که داشت با نشان دادن لیاقت و تواناییهایش، اعتماد مسئولین جنگ را به خودش جلب کند و در سال 1361 در غالب اولین گروه نظامی از سوی سپاه برای گذراندن دورههای آموزشی تخصصی «دافوس» به همراه عدهای دیگر از پاسداران به دانشکده فرماندهی و ستاد نیروی زمینی ارتش اعزام شد. اما روح سرگردان او لحظهای در آرامش قرار نداشت و بارها در زمان آموزش، در شرایطی که قرار بود عملیاتی انجام شود، راهی خوزستان میشد و پس از شرکت در عملیات دوباره به دورههای آموزشی برمیگشت.
اواخر سال 1362 بود که عملیات بزرگ خیبر توسط سپاه پاسداران طرح ریزی شد و غلامرضا به واسطهی اثبات قدرت مدیریت و نظامی خود به عنوان مسئول طرح و عملیات، در عملیات خیبر شرکت کرد.
پس از پشت سر گذاشتن سال 62 و با دمیده شدن نور امید در دل رزمندگان اسلام، شهید غلامرضا آزادی در سال 1363 مسئولیت طرح و عملیات قرارگاه کربلا را بر عهده گرفت و او با شور و شوق وصف ناشدنی در عملیات بدر و عاشورا شرکت کرد.
او با حضور در صحنههای مختلف و جلب اطمینان مسئولین جنگ، پس از 2 عملیات مهم بدر و عاشورا، با حفظ همین سمت به قرارگاه سلمان مامور شد و این قرارگاه بعدها به قرارگاه قدس تغییر نام داد. او در عملیاتهای مختلفی چون والفجر 8، کربلای 1، کربلای 4، کربلای 5 و کربلای 8 ، بدون در نظر گرفتن خودش، با ایثارگری فراوان، بسیار خوش درخشید.
ویژگیهای اخلاقی شهید غلامرضا آزادی
از برجستهترین ویژگیهای این شهید والا مقام میتوان به تواضع و فروتنی او اشاره کرد.
او در هر موقعیت و منصبی که قرار داشت، رضای پروردگار را در نظر داشت.
به اذعان خانواده و دوستان شهید غلامرضا آزادی او به قدری اخلاص داشت که حتی نزدیکانش هم تا بعد از شهادتش از مسئولیت و سمتهای او بی خبر بودند و همیشه میگفت « من یک بسیجی هستم»
هر شخصی برای بار اول با او برخورد میکرد مجذوب اخلاق و حسن خلق او میشد.
در اعمال عبادی فردی و اجتماعی الگوی دوستان و خانواده بود. با نماز بسیار انس داشت و تا جایی که میتوانست در نماز جمعه شرکت میکرد.
همیشه توصیه میکرد گوشتان به دهان حضرت امام خمینی باشد، او شیفته این پیر فرزانه بود.
چگونگی شهادت غلامرضا آزادی
سال 1366 بود که شهید غلامرضا آزادی به دلیل زحمات زیادی که در طول دوران دفاع مقدس متحمل شده بود از سوی فرماندهی شامل سهمیه قرارگاه برای انجام اعمال حج شد. اما او که حاضر نبود ثانیهای خدمت به میهن و اسلام را رها کند، حج خود را در جبهه و جهاد میدانست و انصراف خود ر برای مکه اعلام نمود.
پایان حیات دنیایی این شهید وارسته، در 2 تیرماه 1366، همزمان با انجام عملیات نصر4، بر اثر بمباران هوایی دشمن نوشته شده بود. و او در سن 26 سالگی، پس از چندین سال تلاش و جهاد در کسب رضایت پروردگار، نهایتا به منزلگاه عشق عروج کرد و روحش در پیشگاه رب الارباب به آرامش ابدی رسید.