ذکر صلوات برای شادی روح شهید حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباس شیرازی
شما اولین صلوات را بفرستید
کودکی شهید عباس شیرازی
شیخ عباس شیرازی، در سال ۱۳۲۳ در روستای گلناباد از توابع رفسنجان به دنیا آمد؛ نخستین فرزند خانوادهای بود که پدرش، اسدالله، با زحمت و تلاش روزگار میگذراند، نخست در مزارع کشاورزی و سپس به عنوان مباشر روستای کشکوئیه. کودکی عباس در میان قصههای ایمان و ایثار رقم خورد؛ خانهای که همیشه میزبان علما و بزرگان دینی بود. رفت و آمد چهرههایی چون آیتالله جنتی و آیتالله خزعلی، فضایی آکنده از معنویت و دانش برای او به ارمغان آورد. از همان کودکی، عباس مجذوب گفتوگوهای روحانیان و عالمان شد و شعله عشق به فراگیری علوم دینی در وجودش روشن گردید.
با گذر زمان و نبود امکانات آموزشی در زادگاهش، خانواده او به روستای کشکوئیه کوچ کردند تا عباس بتواند در آنجا به تحصیل بپردازد. در کلاسهای کوچک و سادهی روستا، او تا کلاس چهارم درس خواند. اما ذهن جستجوگر و پرشور عباس به دنبال افقهای دوردستتری بود. با اتمام این دوران، راهی رفسنجان شد؛ شهری که با حضور در خانه پدربزرگش، او را به سوی تجربههای جدیدی سوق داد.
در میان کتابها و کلاسهای درس، عباس شیرازی احساس کرد که راه او به چیزی فراتر از آموزشهای مرسوم ختم میشود. با اشتیاقی بیپایان، در سال ۱۳۳۷ با تصمیمی راسخ به قم، قلب تپندهی علوم دینی، سفر کند. در حجرههای قدیمی مدرسههای حجتیه و خان، او به فراگیری علم و معنویت پرداخت و در کنار تحصیل، بر کرسی تدریس نیز نشست. این آغاز مسیر روشنتری بود که او را به قلههای افتخار و شهادت رساند.
مبارزات شهید حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ عباس شیرازی
شیخ عباس با ترکیبی از کنجکاوی، علاقه و اشتیاق به یادگیری، در طول تحصیلات خود به شکل قابل توجهی در حوزهی علمیه قم پیشرفت کرد و در کنار تحصیل، به تدریس و تبلیغ نیز روی آورد.
با شروع قیام پانزده خرداد به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، او تصمیم خود را برای ورود به مبارزات اجتماعی و سیاسی گرفت. در این روزهای سرنوشتساز، شیخ عباس با سخنرانیهای پرشور و قاطعانه، مردم را به حمایت از امام (ره) دعوت کرد. او به خوبی میدانست که باید در کنار علم، ابزارهایی چون فن بیان و منبر را نیز در اختیار داشته باشد. به همین خاطر، از پدرش اجازه خواست تا در این مسیر گام بردارد؛ اجازهای که بعد از تأثیرگذاری آیتالله جنتی بر پدرش دریافت کرد.
از آن روز به بعد، او فقط به عنوان یک طلبه دروس فقه و اصول مشغول نبود. شیخ عباس به نوشتن مطالب روشفکرانه و توزیع بیانیهها و سخنرانیهای امام (ره) در مناطق مختلف نیز پرداخت. او با نامهای مستعار به منبر میرفت و در شرایطی که دیگران احتیاط میکردند، شجاعانه صداهای قدسی امام را ضبط و منتشر میکرد.
پس از تبعید امام خمینی (ره)، شیخ عباس به همراه دیگر علمای مقاومت، نظام حکومتی را به چالش میکشید و به سرکشی از علمای تبعیدی میپرداخت. او به دلجویی از آیتالله خامنهای، آیتالله عبایی و دیگر علمایی که زندانی شده بودند، میپرداخت و با آنها از آخرین وضعیت تکثیر پیامهای امام، گفتوگو میکرد.
در سال ۱۳۵۶، او همچنان در برابر رژیم ستمشاهی ایستادگی کرد و پس از چندین بار فرار از چنگال ساواک، در نهایت دستگیر و به زندان افتاد. اما با پیروزی انقلاب، شهید شیرازی به جمع یاران امام خمینی (ره) پیوست و با تمام وجود به خدمتگذاری در راه آرمانهای انقلاب ادامه داد.
در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب، امام (ره) به او مسئولیتهای مهمی مانند دعوت به اتحاد و همدلی مردم در شهرهای مختلف را محول کردند. از تنکابن و خوی تا ارومیه و خرمآباد، او با تمام وجود در ترویج ارزشهای اسلامی و اوضاع جدید سیاسی تلاش کرد.
حاج شیخ عباس شیرازی، با روحیهای سرشار از ایثار و فداکاری، همواره در پی خدمت به اسلام و انقلاب بود. او هیچگاه از پا ننشست و همواره در تلاش بود تا وظایف خود را به بهترین شکل ممکن به انجام رساند. این مجاهدات سرشار از ایمان و عشق به وطن و دین، او را به یکی از چهرههای ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی ایران تبدیل کرد.
روزهای نبرد و فداکاری حجتالاسلام شیرازی
با آغاز جنگ تحمیلی و حمله رژیم صدام به میهن اسلامی، شهید حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ عباس شیرازی به عنوان یک روحانی مجاهد، آرام و قرار نداشت. او با روحیهای سرشار از عشق به وطن و ایمان به حقانیت جهاد، به سرعت وارد عرصه مبارزه شد. هر فرصتی را مغتنم شمرد تا در کنار رزمندگان اسلام باشد و شور و شوق جهاد را در دل آنان شعلهور کند.
آغاز مسئولیتهای او در سازمان تبلیغات اسلامی، نشان از تعهد عمیقش به فرهنگ و دین داشت. با علاقهای وافر به کار فرهنگی، در ابتدا به عنوان قائم مقام سازمان انتخاب شد و سپس مسئولیت تبلیغات جبهه و جنگ را پذیرفت. در واقع، او زندگیاش را وقف تبلیغ و ترویج ارزشهای اسلامی در عرصه جبهه کرد و از همان ابتدا خود را در میدان جنگ عنصر مؤثری میدید.
شیخ عباس، به همان اندازه که پیگیر مسائل تبلیغاتی جنگ بود، به حضور در میادین رزم نیز اهمیت میداد. او فرماندهی تبلیغات جبهه و جنگ را فرصتی میدانست تا در کنار رزمندگان، در عملیاتها و عملیات فرهنگی نظارت داشته باشد. از این رو، نیمهای از روزهای هفته را به سفر به مناطق غربی و جنوبی کشور اختصاص میداد و باب جدیدی از زندگی خود را میگشود.
حضور شهید حجتالاسلام شیخ عباس شیرازی در جبههها، در واقع نمایانگر یک روح جهادگر، مظهر ایثار و عشق به خالق و زمین است. او با فداکاری و مسئولیتپذیری مثالزدنی، در دل رزمندگان امید و شور به وجود میآورد و نامش همچنان در تاریخ خودکفایی و مبارزات ایران جاودانه باقی خواهد ماند.
از دشتهای گرم جنوب تا آسمانهای دلاوری
در روز جمعه هفدهم خردادماه سال ۱۳۶۴، شیخ عباس به دزفول سفر کرد تا قبل از نماز جمعه سخنرانی کند. او با عزم و ارادهای قوی در مسیر خود به جبهه، به ناگاه در یک سانحه رانندگی با خودرو دیگری برخورد کرد. این حادثه، برای او دنیایی از خاطرات و اندیشههای بزرگ را در یک لحظه متوقف کرد. عباس ضربه مغزی شد و به بیمارستان منتقل گردید، اما امکانات لازم در آن مکان کم بود. تلاشها برای نجاتش ادامه یافت، اما غفلتها باعث شد کپسول اکسیژن خالی در هلیکوپتر به همراهش باشد. در آسمان، در حین انتقال به اهواز، او جان خود را فدای آرمانهای بلندش کرد و به بزمگاه عشق و ایثار پیوست.