ازدواج شهید صدرالله مهری آسیابر
سال 1350 بود تصمیم گرفت ازدواج کند. دختر مورد علاقهاش را پیدا کرد و تشکیل خانواده داد. او که از منقضیهای پیش از انقلاب بود و از خدمت سربازی معاف شده بود در شرکت مینو استخدام شد و مشغول به کار شد.
فعالیتهای شهید صدرالله مهری آسیابر پس از انقلاب اسلامی
در بحبوحههی انقلاب در تمامی تظاهراتها شرکت میکرد و علاقه وافری به امام خمینی داشت. دورانی که نفت کمیاب شده بود و مردم چارهای جز صرفه جویی در مصرف نفت نداشتند شهید صدرالله مهریآسیابر در شعبه نفت شماره 2 مشغول به کار و فعالیت بود و برای رساندن سوخت به دست مردم بسیار پرتلاش بود.
زندگی ساده و بیآلایشی داشتند و همیشه به کم قناعت میکرد. در عین حال که خودش و خانوادهاش وضعیت اقتصادی درستی نداشتند اما به حداقلها اکتفا مینمود و تمام تلاش خود را برای کمک رسانی به دیگران انجام میداد.
شهید صدرالله مهریآسیابر؛ مردی مقید به انجام مستحبات
هیچ گاه به سراغ مال حرام و یا شبهه ناک نرفت تا خدایی نکرده مال مشکل دار وارد زندگیشان نشود. تمام تلاشش را کرد تا مال حرام را بر سر سفره خانواده نبرد و به همان کم قناعت داشته باشند. در مقابل کمککار همسایه بود و بای انجام این فریضه از بسیاری امور خود چشمپوشی میکردند و در عوض به همسایهها میرسیدند.
بعد از چندسالی که از زندگی مشترکشان گذشت شهید صدرالله مهریآسیابر توانستند به سختی خانهای را در اسلامشهر خریداری کنند. وضعیت معیشتی خوبی نداشتند اما با همان حال از کمک به مردم دریغ نمیکرد . تا جایی که یکی از فرشهای منزلش را برای کمک به فقرا داد و کالاهای سهمیهای که کارخانه برای کارمندان خود تدارک دیده بود را میگرفت اما به منزل نمیبرد و از همانجا آن را بین مردم مستضعف تقسیم میکرد.
ایثارگریهایش تمامی نداشت
ازخود گذشتگیها و ایثارهای شهید صدراله مهریآسیابر برای مردم مستمند تمامی نداشت تا آنکه در سال 1360 نتیجه سالها مجاهدت و تلاشش را در خدمت به خلق خداوند دریافت کرد و در شرایطی که جنگ ایران و عراق در شرایط خوبی به سر نمیبرد در منطقه عملیاتی سر پل ذهاب جان خودش را در راه اهداف والای الهی و انسانی به صاحب اصلیش تقدیم نمود و به شهادت رسید.
شهادت گوارای وجودش
دلنوشته دختر شهید صدرالله مهریآسیابر
از این شهید والا مقام هیچ وصیتنامهای بر جای نمانده است . اما دختر وی که در رشته دبیری تحصیل کرده است با شهید صدرالله مهریآسیابر در غالب شعر سخن گفته که در زیر میآوریم:
یکساله بودم بابا وداع گفت رفت تا بجنگد با دشمن و کفر
خـاطـر نـدارم يـاد و كـلامش جـان را فشـانـم بـر راه پاکش
بـابابزرگم آن مـرد پیر است نامش خمینی، جدش حسین است
آن مـرد اسـلام والاتـبـار بـود از نسـل خـون و آل عـبـا بـود
أم عـزیزش زهـرای اطـهر بـاشد شفیعش در حوض کوثر
مـا وارثـان خـون حسینیم تا کـفـر بـاقیست یـار حسینیم
خـواهیـم یـاری در حفظ ایمان از آن خـدای جبار رحـمان
———————————————
بابا مگـر نیستی جـویای احـوالم یا که نـمی بینی حـال دل زارم
بابا بیا امشب از من تو حالی پرس از درس و از مشقم بابا سؤالی پرس
یک درس از شهید صدرالله مهریآسیابر
همانطور که در ابتدای متن به آن شااره کردیم، شهید صدرالله مهریآسیابر با وجود آنکه خودش مرد تنگدستی بود تمام وقت خود را وقف کمک به فقرا و مستمندان کرد. پس از انجام تکالیفی که در دین اسلام به آ« سفارش شده است و از واجبات دینی محسوب میشود و از مشخصات بارز در مومنان و صالحان خدا است، حس تعاون و یاری رساندن به دیگران است که این خصیصه در شخصیتی چون شهید صدرالله به وضوح مشخص بود.
از پیامبر آخرالزمان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله پرسیدند: محبوبترین مردم کیست؟
حضرت فرمودند:
آنکس که وجودش برای مردم سودمندتر باشد.
بنابراین اگر تبدیل به شخصی شدید که نیازهای مردم را رع کرده و یا در جهت برطرف کردن آن تلاش کردید، هرچند که به نتیجه نرسیدید خوشحال باشید که خدا شما را دوست دارد. اما اگر مردم برای رفع نیازهای اساسی خوئد به شما مراجعت نکردند و در خانه شما به روی آنها بسته بود ناراحت باشید و بدانید از رحمت خدا دور هستید.
امام جعفر صادق صلی الله علیه و آله به یکی از نزدیکان خود به نام رفاعه میفرمایند:
” به خدا و محمد و علی ایمان نیاورید. کسی که هرگاه برادر مومن او برای رفع حاجتی نزد وی بیاید با چهره بار با او برخورد نکند. اگر بتواند خود حاجت او را برآورده کند باید در این باره به سرعت اقدام کند و اگر نمیتواند نزد دیگران برود تا حاجت او را برآورده سازد. و اگر کسی غیر از این باشد که برایت وصف کردم هیچگونه ولایت و رابطه ای بین ما و او نیست.”