شهید یعقوب علیاری در مهر ماه ۱۳۱۸ در محلهی هفت آسیاب ارومیه چشم به جهان گشود. او در خانوادهای مذهبی بزرگ شد که عشق و ارزشهای اخلاقی همچون نخ تسبیح همگی اعضای خانواده را به هم پیوند میداد. از همان دوران کودکی، کنجکاوی ذاتی او در دبستان نوید فتح نمایان شد؛ جایی که هر روز با شوق یادگیری قدم به کلاسهای درس میگذاشت.
در دبیرستان ابن سینا، یعقوب آنچنان در علم و دانش غوطهور بود که همگان را به تحسین واداشت. ولی در دلش شعلهای دیگر نیز زبانه میکشید: عشقی عمیق به وطن و آرزوی سربازی برای ایران.
در دو سال پایانی دوره متوسطه، یعقوب تصمیم گرفت به دبیرستان نظام برود تا با یادگیری آموزشهای نظامی، به هدف والای خود نزدیکتر شود. در این دوران، یعقوب نه تنها به درس میپرداخت، بلکه به آرمانی زندهتر از همیشه باور داشت.
مهارتهای بی حد و مرز
وارد دانشکده افسری شد و با پشتکار فراوان، در سال ۱۳۴۱ با درجه ستوان دومی فارغالتحصیل شد. پس از آن، او به یگان چترباز پیوست که بعدها به نام تیپ ۲۳ نیروهای مخصوص شناخته شد.
استعداد و علاقۀ علیاری تنها به چتربازی محدود نشد. او ابتدا مهارتهایش را در ایران با گذراندن دورههای چتربازی و مربیگری پرش تکمیل کرد. سپس به آمریکا رفت و در دورههای سخت و چالشبرانگیز نیروهای مخصوص مانند تیزیلدن و رنجر شرکت کرد. در کنار این دورهها، او زبان انگلیسی را نیز به خوبی آموخت.
علیاری به فرانسه نیز سفر کرد تا در دورههای تخصصی اسکی و جنگ در کوهستان تجربه کسب کند. او همیشه با نمرات ممتاز از دورهها فارغالتحصیل میشد و این نشان از تعهد و مهارت بالای او داشت.
در سال ۱۳۵۳، زمانی که جهان نیازمند صلح بود، علیاری به عنوان بخشی از سپاه صلح سازمان ملل به ویتنام اعزام شد. این ماموریت نه تنها باعث شد دانش و تجربهاش افزایش یابد، بلکه به او امکان داد تا به صلح جهانی خدمت کند.
پس از آن شهید علیاری در دورهای بسیار مهم و پیشرفته در دانشگاه نظامی کویته پاکستان شرکت کرد، جایی که به خاطر استانداردهای بالای آموزشی شهرت جهانی داشت. او با انبوهی از دانش و تجربه از این دانشگاه فارغالتحصیل شد.
پس بازگشت علیاری به ایران، وی به مدت کوتاهی به تدریس در دانشکده فرماندهی و ستاد مشترک پرداخت و تجربیات گستردهاش را با دانشجویان نظامی به اشتراک گذاشت.
تشکیل تیپ ۵۸ تکاور ذوالفقار توسط سرهنگ علیاری
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، سرهنگ یعقوب علیاری مأموریت یافت تا تیپ ۵۸ تکاور ذوالفقار را در پادگان قصر تهران تأسیس کند. او که از سوی نیروی زمینی ارتش انتخاب شده بود، وظیفه داشت این تیپ را از پایه سازماندهی و آماده کند.
یعقوب علیاری، با شور و اشتیاق، تیمی از داوطلبان زبده را گرد هم آورد. این تیم شامل افرادی بود که از یگانهای مختلف ارتش و بسیاری نیز بهصورت داوطلبانه به این تیپ پیوسته بودند. با برنامهریزی دقیق و تمرینات سخت، تیپ ۵۸ آماده شد تا به یکی از واحدهای مهم ارتش تبدیل شود.
در نخستین روزهای جنگ تحمیلی سال ۱۳۵۹، نیاز فوری به یگانی که از هر لحاظ آماده باشد، بیش از پیش حس شد. اگرچه تجهیزات تیپ سبک بود، اما انضباط و مهارت نیروهای آن مثالزدنی بود. به همین دلیل، سرهنگ یعقوب علیاری به همراه تیپ ۵۸ تکاور ذوالفقار به جبهه اعزام شدند.
عملیات مطلعالفجر در منطقه شاخه شیاکوه اولین مأموریت مهم تیپ ۵۸ بود. این عملیات با موفقیت انجام شد و شجاعت و تاکتیکهای مؤثر علیاری در فرماندهی این یگان، آوازهاش را در جبهههای جنگ فراگیر کرد. او با مدیریت عالی و شجاعت بینظیر خود در عملیاتهای بزرگی مانند بیتالمقدس، عملیات رمضان، و محرم نقش کلیدی ایفا کرد و به عنوان فرمانده تیپ در قرارگاه نصر و بعدها در قرارگاه عملیاتی غرب کشور، به مدیریت عملیاتهای پیچیده و گسترده مشغول بود.
جایزه 100 ملیونی صدام
یعقوب علیاری به خاطر مهارتهای استراتژیک و جسورانهاش شناخته میشد. او بهطور مکرر بیان میکرد: «تا دشمن را نابود نکنم عقب نخواهم آمد.» روحیه جنگندگی و جانفشانی او چنان اثرگذار بود که صدام حسین در سال ۱۳۶۱ مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به عنوان پاداش برای کشتن یا به اسارت گرفتن این فرمانده شجاع تعیین کرده بود؛ اما هیچگاه به هدف شوم خود نرسید و علیاری همچنان در خط مقدم باقی ماند.
در طول جنگ، او بارها مجروح شد و سه مرتبه تحت عمل جراحی قرار گرفت؛ از ناحیه سینه، پا، زانو و ریه جراحت برداشت. با این حال، علیاری هرگز از میدان جنگ دور نشد و همواره با روحیهای مقاوم و آتشین به جبهه بازمیگشت. او معتقد بود که حضورش در خط مقدم برای تقویت روحیه نیروها و پشتیبانی از رزمندگان ضروری است.
حضور او در عملیات مرصاد و هدایت موفقیتآمیز عملیات در محور ایلام-اسلامآباد، از جمله افتخارات او بود. پس از جنگ، مقام معظم رهبری با اهدای دو نشان درجه دوم فتح، رشادتها و عملکرد چشمگیر او را در دفاع مقدس گرامی داشتند. این نشانها نماد فداکاری و ایستادگی او در برابر دشمن بودند و تضمینکننده جایگاه او در تاریخ دفاع مقدس ایران به شمار میآمدند.
مقصد نهایی؛ میعادگاه عاشقان
به رغم تمامی دردها و صدمات ناشی از ترکشهای دشمن که بدنش را مجروح کرده بود، او دست از مبارزه برنداشت و همواره در خط مقدم در برابر رژیم بعثی عراق ایستادگی کرد.
علیاری با وجود اینکه به علت برونشیت مزمن ناشی از مصدومیت شیمیایی و مجروحیتهای متعددی که از گلولههای دشمن داشت، به افتخار جانبازی 70 درصد نائل آمده بود، هرگز تسلیم نشد. او در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۶۲ در منطقه عملیاتی جزیره مجنون مورد بمباران شیمیایی دشمن قرار گرفت و دچار ضایعهای جدی در ناحیه ریه شد.
سالها بعد، در سیزدهم آذر ۱۳۸۵، پس از سالها مبارزه و تحمل رنجهایی که به سختی قابل وصف بود، این دلاور از دنیا رفت و به همرزمان شهیدش پیوست. یاد و نامش به عنوان نمادی از ایثار و فداکاری در دلها باقی ماند.
اکنون، پیکر پاک این شهید والامقام در قطعه ۲۹ بهشتزهرا (س) تهران آرام گرفته است، جایی که در جوار امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی به خواب ابدی رفته است. آن مکان، میعادگاه عاشقان و دلسوختگان است؛ جایی که یاد و خاطره دلاورانی چون علیاری، همیشه در دلها زنده خواهد ماند