اواخر سال ۱۳۵۸ بود که عازم ارومیه شد و در عملیات سپاه به فعالیت پرداخت. همین جا نقطۀ عطف و آشنایی حسن با شهید مهندس مهدی باکری فرمانده دلیر و قهرمان لشکر عاشورا بود. این دو دلاور خستگیناپذیر طی چندین عملیات، مناطق سرو سلطانی، حسنلو، پشیران و اشنویه را پاکسازی نمودند؛ تا اینکه تجاوز رژیم بعث عراق به ایران آغاز شد و این آغاز با متلاطم گشتن روحیه بالای آنها همراه شد.
با آغاز جنگ تحمیلی و محاصره آبادان، به همراه یک دسته خمپارهانداز که زیر نظر شهید باکری اداره میگشت، به سوی جبهههای جنوب روانه شد. او با تعدادی دیگر از رزمندگان برای حضور در جبهه آبادان، مشقات زیادی را طی چندین روز تحمل کرد تا این که از طریق ماهشهر و به وسیله لنج از راه خورموسی به این شهر رسید و در ایستگاه هفت ساکن شد. بعدها امام خمینی(ره) فرمان “شکست محاصره آبادان” را صادر نمود. او با دریافت این پیام، نقش بیمثال خود را در شکست حصر آبادان و اخراج متجاوزان حزب بعث، ایفا نمود که سرانجام محاصره این شهر در پنجم مهر ماه سال 1360 درهم شکسته شد.
شهید حسن شفیع زاده پس از عملیات طریقالقدس، در سمت رئیس ستاد تیپ کربلا به ارائه خدمت مشغول شد و در تأسیس، سازماندهی و فرماندهی آن نقش اساسی داشت.
به کارگیری توپهای بعثی بر علیه صاحب خود
در عملیات فتحالمبین، معاونت تیپ المهدی(عج) را بر عهده گرفت و رشادات و جانفشانیهایی از خود بروز داد که همواره در اذهان مسئولین جنگ و همرزمانش جاودان شده است.
پس از پیروز شدن در عملیات فتحالمبین، با تفکر دور اندیشانه و تجاربی که کسب کرده بود، دریافت با گسترش سازمان رزمی مردمی برای اجرای عملیات گسترده، به یک نهاد برای پشتیبانی آتشی به اسم توپخانه نیاز است. بنابراین با مشورت تعدادی از فرماندهان، اولین آتشبارهای توپخانه را بنیان نهاد و سازماندهی نمود، از آن پس، مسئولیت هماهنگی پشتیبانی آتش در قرارگاه فتح در عملیات «الی بیتالمقدس» را عهدهدار شد. وی از قدرت ابتکار، خلاقیت و آینده نگری برخوردار بود و همین مهم منجر میشد طرحهای دراز مدت که مبتنی بر واقعبینی در کارها و برنامهها بود، ارائه دهد. او بر مسئله آموزش نیروها به وفور تأکید مینمود.
او در عملیاتهای خیبر، والفجر ۸، کربلای ۱، کربلای ۴، کربلای ۵ که تحت مسئولیت مستقل سپاه پاسداران بودند، پشتیبانی آتش کل منطقه عملیات را بر عهده گرفت. هنگامیکه در عملیات والفجر 8، آتش سنگین و پرحجمی را بر مواضع دشمن معطوف ساخت، اوج شاهکار او در کارنامه درخشانش نمود یافت. طوریکه فرماندهان اسیر عراقی، معترف شدند این آتش مهیب را در طول جنگ کسی به چشم خود ندیده بود، چراکه بخس عظیمی از یگانهای دشمن، پیش از رسیدن به خط مقدم و درگیری با رزمندگان داخلی، منهدم میگشت.
سردار شفیعزاده در تمامی صحنههای عملیاتی وارد عمل میشد و مسئولیت فرماندهی توپخانه و طرحریزی و هدایت آتش پشتیبانی را در قرارگاههای مختلف را عهدهدار میشد؛ فرماندهی توپخانه نیروی زمینی سپاه پاسداران و قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) بهعنوان آخرین مسئولیت او در جبههها یاد میشد.
شفیعزاده، رهبر پیکارگران جبهه نور
سردار رحیم صفوی فرمانده وقت کل سپاه در پیامی با اشاره به نقش شفیع زاده در جنگ تحمیلی اینچنین بیا نموده است:
«سیمای او تجلی اراده و مقاومت و تلاش و پیکارش همواره الهامبخش رزمندگان بود. عزیزی که ثمره سختکوشیهای او در جبههها همیشه مشهود بود. با تقویت آتش سنگین پیکارگران جبهه نور، که صف دشمنان را از هم میگسست، رؤیای خام قادسیه را به کابوسی وحشتناک بدل میساخت، اوج قدرت آتش توپخانه را جهانیان در نبردهای والفجر ۸ و کربلای ۵ وکربلای ۸ به چشم دیدند و زبان به اعتراف آن گشودند، آنجا که شهید عزیز ما و همرزمانش با آتش سهمگین، لشکریان دشمن را مضمحل و ضایعات جبرانناپذیری بر خصم زبون وارد نمودند.»
آخرین رسالت
تقویم هشتمین روز اردیبهشت ماه سال 1366 را نشان میداد، وقت رفتن حسن رسیده بود، شاید خودش هم بر عروجش واقف بود؛ با هدف سر زدن به منطقه عملیاتی کربلای 10، با قدمهایی استوار و محکم به سوی ماشین رفت، پشت فرمان نشست و به سوی آقای محتاج، که در ارتفاع قرارگاه تاکتیکی مستقر بود، رهسپار شد. این منطقه در شمالغرب منطقه عمومی ماووت بود و درحالیکه به سوی آنجا حرکت میکرد، گلوله توپ دشمن به خودرویش اصابت نمود و حسن، مرد خستگی ناپذیر در میان آتش به پا خاسته از انفجار خودرو، به شهادت رسید.