تصویر شهید احمد سیاف زاده

شهید احمد سیاف زاده

صدای شهید

عکس‌های بیشتر

مزار شهید روی نقشه

فیلم‌های مرتبط

کتاب‌های مرتبط

عملیات‌ها

مشخصات
نام و نام خانوادگی احمد سیاف زاده
نام پدر حسین
تاریخ تولد 1335-03-12
محل تولد اطلاعاتی موجودی نیست
شهادت
تاریخ شهادت 1390-11-01
منطقه شهادت اطلاعاتی موجودی نیست
عملیات اطلاعاتی موجودی نیست
مزار گلزار شهدای تهران
عکسی موجود نیست
مزار شهید احمد سیاف زاده
گل لاله ذکر صلوات برای شادی روح شهید احمد سیاف زاده
5

آسیب به اموال دولتی ممنوع

محسن سیاف زاده برادر شهید احمد سیاف زاده درباره فعالیت‌های ایشان در زمان انقلاب نقل کرده‌اند: «احمد و دوستانش در مشهد نوارها و اعلامیه‌های حضرت امام (ره) را از نجف به دست می‌آوردند و تکثیر می‌کردند. یک بار نواری آورده بود که وسط سخنرانی یکی از مبارز، صدای تیراندازی شنیده می‌شد.

وقتی این نوار را گوش کردم ترسیدم، فهمیدم آن‌ها کارهای خطرناکی انجام می‌دهند. مادر ماهم، زن نترس و مبارزی بود. اعلامیه‌ها را به مادر می‌داد. ایشان می‌رفت توی مسجد و از بالکن روی سر مردم پخش می‌کرد.»

احمد ضمن فعالیت در مشهد، اوضاع سیاسی اهواز را هم دنبال می‌کرد. پس از شهادت حاج سید مصطفی خمینی در اول آبان سال 1356 و قیام مردم قم در نوزدهم دی‌ماه سال 1356، مجالسی در چند شهر بزرگ به مناسبت بزرگداشت شهدا برپا شد.

او از آغاز سال 1357  به اهواز بازگشت. در آن شهر، اولین سخنرانی سیاسی علنی ضد رژیم پهلوی، شب چهاردهم فروردین سال 1357 در مسجد جزایری انجام شد.

ماه‌های آخر نزیک به پیروزی انقلاب، خانۀ سیاف زاده‌ها، کانون چاپ و تکثیر سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های امام (ره) بود. دیئار خانه تبدیل به تابلوی اعلانات شده و انواع اعلامیه‌ها سطح آن را پوشانده بود.

با استمرار و تلاش همه جانبۀ مردم، کم کم انقلاب در آستانۀ پیروزی بود. جوانان انقلابی که برای متلاشی شدن رژیم شاه، لحظه شماری می‌کردند، به نابودی و تخریب مراکز قدرت یا هرآنچه که جلوه از شاه داشت، دست زدند.

اما تعدادی از جوان‌ها که البته در اقلیت بودند، با وجود شور انقلابی، مسیر سنجیدگی و تدبیر را پینمودند؛ احمد یکی از این جوان‌های انگشت‌شمار بود.

محسن سیاف زاده برادر شهید، در خصوص روز پیروزی انقلاب اسلامی، درباره احمد، این چنین بیان نموده است:

«روز بیست و دوم بهمن‌ماه سال 1357، حاج احمد با یک تیم به راه آهن اهواز رفتند. هنوز عکس‌های یزرگ رضا شاه و شاه، روی دیوار راه آهن بود. از آنجایی که راه آهن اهواز، دارای بناهای تاریخی است، تاج و قاب عکس‌ها همه گچ‌بری‌های قدیمی داشت. اجازه نداد کسی به آن‌ها صدمه بزند. عکس‌های زیبایی از امام (ره) را آورد، داخل همان قاب‌ها قرار داد.

بیشتر جوان‌ها آتشی بودند و بانک‌ها و سینمایی‌ها را آتش می‌زدند. در جاهایی که خودش حضور داشت، اجازه نداد کسی به اموال دولتی آسیب برساند.»